یکی از تست‌های پذیرش در همگرایی فناوری ها این است که روش‌های این فناوری‌ها قابل مبادله است؛ یعنی، فناوری‌های زبانی باید کاربرد مستقیمی در توالی‌های زیستی داشته باشند. تا امروز ثابت شده بسیاری از روش‌های رایانه‌ای که به طور وسیع در مدل سازی زبان به کار می روند، کاربرد موفقی در توالی های زیستی از جمله مدل سازی مخفی مارکوف (Markov)، شبکه‌های عصبی و دیگر الگوریتم های یادگیری ماشینی داشته اند و سودمندی این روش را اثبات کرده اند. قدم بعدی، کاوش کامل تحلیل الهام گرفته شده از زبان شناسی در توالی زیستی است.

شباهت زیاد میان زیست شناسی و زبان، در توانایی آنها در زدن پل میان مقیاس‌های مختلف است؛ یعنی، از مقیاس اتمی و ساختار نانو گرفته تا ساختار میکرو و ماکروسکوپی. این امر موجب می‌شود که این علوم از همگرایی علوم دیگر سود ببرند. در شرایط ایده آل ما می‌توان ارتباط میان سیستم‌های پیچیده‌ی زیستی از جمله پیچیده‌ترین توانایی‌های انسان، یعنی توانایی‌های شناختی مغز نظیر حافظه را پیدا کرد و این کار را می‌توان با هریک از اتم های سازنده‌ی آنها انجام داد. در حال حاضر پیشرفت‌های سریع در همه مقیاس‌ها انجام می‌شود، و علت آن همگرایی فناوری هاست که به ما امکان می‌دهد داده‌های بیشتری در مورد سیستم‌های طبیعی نسبت به گذشته جمع‌آوری کنیم.