در وبسایت دانشگاه کردستان در صفحه گروه زبان و ادبیات کردی، تصویری از مقدمه دیوان ملاپریشان دینوری آورده شده است. تصور نمیکردم که شعر یک شاعر لک زبان به عنوان نمونه شعر کردی معرفی شود. ولی دقیقتر که فکر کنیم، وقتی بارها از سوی اهل فن تذکر داده میشود که کردی زبان محسوب نمیشود و صرفا یک اصطلاح مردم شناختی است، و حتی جامعه دانشگاهی نیز عمیقا به این باور نمیرسند، باید هم چنین ایراداتی پیش آید. وقتی دولتی صرفا برای آرام کردن اقوام، و نه پرداختن به زبانها، اقدام به تاسیس نمایشی رشته های زبان و ادبیات به نام اقوام و نه به نام زبانهای ایران میکند، باید هم چنین ایراداتی پیش بیاید.

مردم کرد، چه آنها را قوم و چه ملت بدانیم، به چندین زبان تکلم میکنند. اینکه ملاپریشان کرد، لک یا لر بوده قابل بحث است و موضوع این مختصر نیست. آنچه که اهمیت دارد این است که هیچگاه نام قوم را به جای زبان آن به کار نبریم تا چنین اشتباهاتی به وجود نیاید. در گذشته اشتباهاتی مشابه در خصوص زبانهای زازاکی یا دیمیلکی و نیز هورامی صورت گرفت و این زبانها فدای بزرگ شدن مصنوعی زبان فرضی کردی شدند. غافل از اینکه با این کار و گویش پنداشتن آنها بزرگترین خیانت در حق این زبانها صورت میگیرد.
قضیه در مورد لکی بسیار متفاوت است. لک زبانها به لحاظ موقعیت جغرافیایی، مذهبی و  ویژگیهای فرهنگی و جمعیتی، به هیچ وجه به مانند هورامیها و زازاکیها به صورت جزیره قومی زبانی در طیف  مردم شناختی کردی قرار نخواهند گرفت، هرچقدر هم به لحاظ زبانشناختی قرابت نزدیکتری به نسبت سایر زبانها با سورانی داشته باشد. شاید بهتر این بود که در لرستان و کرمانشاه که مهد عرفای اهل حق و لک زبان هستند رشته زبان و ادبیات لکی و در کردستان رشته زبان و ادبیات سورانی ایجاد میشد. ولی از آنجایی که تدبیر در کار نیست، امید به تغییر نیز نخواهیم داشت.