تبلیغات
تیم ترویج زبانشناسی - مطالب فروردین 1392

سوال این بود :

نظر شما در مورد نظام نوشتاری زبان فارسی

و گزینه ها :

لازم است عوض شود 47 درصد
لازم است اصلاح شود 42 درصد
تغییر و اصلاح نظام نوشتاری فعلا به صرفه نیست 4 درصد
به هیچ وجه نباید در آن دست برده شود 7 درصد

تعداد شرکت کننده ها 202 نفر
زمان اسفند 91 و فروردین 92 دو ماه

نتیجه :
نود درصد بازدیدکننده های این وبلاگ معتقدند که نظام نوشتاری زبان فارسی دست کم نیازمند اصلاح است.

در مورد عوض کردن و اصلاح کردن این نظام نوشتاری بعدا در مطلبی جداگانه  نظر خود را خواهم نوشت. فعلا تا آن زمان شما نظر خود را بنویسید.


The world's largest ebook library

پنجشنبه 29 فروردین 1392 17:03
طبقه بندی:منابع آنلاین، 

الان یک سایت خوب برای دانلود کتاب دیدم . با تشکر از آقای ترابی.

کلیک کنید : http://bookos.org


طرف لین گو ایستیک میخونه

چهارشنبه 28 فروردین 1392 23:25
طبقه بندی:عمومی، 

میگم چی میخونی ؟ میگه رشته ام لین گو ایستیکه ! (Linguistic) . میگم منظورت لین گو ایستیکسه؟ میگه مگه فرقیم میکنه ؟ میگم : بالاخره باید  معنی اصطلاحاتی رو که به زبون میاری بدونی یا نه جنابه لین گو ایستیک!
خیلیها حتی موقعی که انگلیسی صحبت میکنن، بین دو کلمه ی Linguistics  و  Linguistic فرقی نمیذارن. بیشتر دقیق میشی میفهمی که بنده های خدا فرقشون رو نمیدونن. همینا فردا برمیدارن کتاب ترجمه میکنن و کلی دانشجو از دست ترجمه هاشون اعصابشون خورد میشه.
ایراد از سیستم غلط آموزش زبانه دوره ی ماست. الانا یه نمه بهتر شده اوضاع.


آزمایشگاه لباس

دوشنبه 26 فروردین 1392 05:28
طبقه بندی:واژه‌شناسی، 

با یه بغل لباس و کلی ذوق اومد تو.
صدای خنده‌اش تو خونه‌امون پیچید: "خونه‌امون شده بود آزمایشگاه لباس‌! الان اینجا هم لباس آزمایش میکنیم! "
.
.
.

منظور سارا کوچولوی شیش ساله " پرو کردن لباس " بود. قبلا هم لغت "کامپیوترچی" - به معنی کسی که کارش خدمات کامپیوتریه - رو به واسطه‌ی چندزبانه بودنش از ترکی آذربایجانی، زبان مادریش، وارد گنجینه‌ لغات خانواده ی ما کرده بود.


اعمال مجرمانه ی نژادپرستان در بستر فضای گفتمانی آکنده از استعارات نژادپرستانه فرصت رشد می یابد. تخم مرغ دزد شتر دزد میشود . افکار و سخنان به رفتار تبدیل میشوند. در جامعه ای که از استاد دانشگاه و روشنفکر و دانشگاهیش گرفته تا بقال و چقال : ز شیر شتر خوردن و سوسمار ... فردوسی را چونان حدیث قدسی بر نوباوگان معصوم ایرانی فرومیخوانند باید هم گفتمان نژادپرستی رشد کند. وقتی یک سری افکار به گفتمان غالب یک جامعه تبدیل میشود و جوانان آن جامعه  آن گفتمان را فراگیرند و  در عین حال آن جامعه ترکیب جمعیتیش جوان باشد، باید هم انتظار داشت آن گفتمان به صورت رفتار جمعی اکثریت جامعه درآید. پیش بینی رفتارهای نژادپرستانه ی حاد از نسل کنونی و نسل بعدی ایرانی سخت نیست. رفتار نژادپرستانه چیز شاخ داری نیست. فقط آن کاکاسیاه گفتنهای فیلمهای هالیوودی یا نسل کشی نژادی  نیست. خیلی ساده است. همین که  نتوانی جوکهایت را بدون الصاق کردن کاراکترهای آن به یک نژاد تعریف کنی، نژادپرستی. همین که نژاد افرادی را که در مقابل تو  برای ورزشی که در سرتاسر دنیا یکی از اهداف آن نزدیکتر کردن ملتها به هم است، مسخره کنی، نژادپرستی. هیتلر و آتاتورک مثل قارچ از زمین نروییدند. در جامعه ای ناسیونانیستی و دارای گفتمان غالب نژادپرستانه رشد کردند و در چنین جامعه ای هم بود که به اهداف نژادپرستانه ی خود رسیدند. به تنهایی نمیتوانستند آن فجایع را به بار بیاورند. بهتر است به جای متهم کردن این افراد و بیمار خواندن آنها جوامع را در برابر ویروسهای خطرناک اینچنینی واکسینه کرد. دیالوگها نبض افکارند و وقتی دیالوگها تکرار شوند فضای استعاری را به وجود می آورند که به شیوه ای رزونانسی آن افکار را تشدید میکنند و در نهایت به یک گفتمان غالب تبدیل میشوند.
 اثرگذاری پدیده فوتبال بر جامعه بشری، استادیومهای فوتبال را به تریبون فرهنگ یک جامعه تبدیل کرده است. تا جایی که به یاد دارم استادیوم های فوتبال ایران مملو از شعارهای نژادپرستانه ضد اعراب بوده است. این بار اعراب واکنش نشان داده اند و  شکایت کرده اند و ما انکار میکنیم. حق با آنهاست. ما به بیماری نژادپرستی دچاریم. بیماریهای دیگری هم داریم . خودمان را به کوچه ی علی چپ میزنیم. از یک پسربچه پرسیدم : چرا بابات نمیبردت استادیوم؟ گفت : بابام میگه اونجا فحش میدن زشته نباید برم! گفتم : خب بقیه ی جاها هم فحش میدن، راننده سرویس مدرسه اتون وقتی تو ترافیک گیر میکنه یا  وقتی کسی بد رانندگی میکنه تو خیابون، فحش نمیده؟ گفت چرا. تو مدرسه دوستات فحش نمیدن؟ تایید کرد. تو خیابون فحش نمیشنوی ؟ باز هم تایید کرد.
 ظرفیت های فرهنگی استادیوم فوتبال را به بهانه فحشهایی که  در همه جا هست حذف کردن و نادیده گرفتن گناهیست نابخشودنی. شعار نژادی از فحش ناموسی هم بدتر است. برای جامعه ام متاسفم که از هوادارش در استادیوم، تا کاریکاتوریستش در رسانه و تا استادش سر کلاس دانشگاه، نکوهش کردن و تحقیر اعراب را نه تنها مجاز میداند بلکه حق قانونی ایرانی میداند. جالب تر آنکه ادعای میراث داری منشور حقوق بشر کورش را هم داریم.





شاعری لک، که اشعاری زیبا به زبان لکی دارد، در اظهارنظری جالب در پاسخ به  پرسش یکی از مخاطبان وبلاگش در مورد چیستی زبان لکی، این زبان را مادر زبان عربی معرفی کرده است. راستش من همزبانش هستم و رودربایستی دارم ازیشان بپرسم که چگونه به این نتیجه رسیده اند. شما به وبلاگ ایشان بروید و از ایشان بپرسید و  به من هم بگویید که چگونه به این نتیجه رسیده اند و منبع معرفی کنند.

در اینجا پرسش و پاسخ مربوطه که در ذیل یکی از اشعار ایشان در وبلاگشان در قالب کامنت آمده است را میخوانید.

(حسین _ مخاطب وبلاگ) : "سلام میشه بپرسم زبان لكی چه زبانیه؟"

(شاعر لک _ نویسنده‌ی وبلاگ) : درود بر شما دوست عزیز
زبان لکی بازمانده زبانی کهن می باشد که اوستا و گاتاها به این زبان نوشته شده اند.از شاخه های این زبان زبان پارسی کهن و پارسی کنونی کردی و لری می باشند. از نام آوران این زبان باباطاهر عریان کریم خان زند و...می باشند .ضمن اینکه بنا بر شواهدی حتی زبان عربی نیز از شاخه های این زبان است.

تا پیش از اینکه اطلاعات جدید را ازیشان بگیرید آنچه را که میدانم بگویم :
1. همه‌ی زبان ها بازمانده‌ ای از زبانی هستند و به اصطلاح هیچ زبانی مثل قارچ نمیروید. اما در مورد ارتباط لکی و اوستایی: به دلیل مطالعات پراکنده‌ی زبان شناسان در مورد ارتباط این دو زبان، هنوز هیچ زبان شناسی به طور قطع و یقین به خود اجازه نداده که این دو را به هم مرتبط بداند، هرچند واژگان مشترکی بین این دو زبان هست. یکی از آن واژگان که الان در ذهنم است : RAZU رزوو به معنای درخت جنگلی است. با این حال حتی اگر 50 درصد واژگان مشترک هم داشته باشند باز نمیتوان احکام قطعی رده شناختی در مورد ارتباط این دو زبان صادر کرد.
2. زبان اوستایی خواهر زبان فارسی باستان یا به قول ایشان پارسی کهن است و نه مادر آن.
3. اطلاعات ادبیم کم است که در مورد باباطاهر نظر دهم اما آنقدری تاریخ میدانم که بدانم کریم خان زند بیسواد مطلق بوده و هیچ نوع قریحه ی ادبی نداشته و بالطبع هیچ اثر ادبی به زبان مادری خود، زبان لکی، برجاننهاده است و در نتیجه نمیتواند نام آور زبان لکی باشد. اگر از شما بپرسند از نام آوران زبان فارسی چند تن را نام ببرید، از فردوسی و سعدی یاد میکنید یا از یعقوب لیث و مردآویج ؟
4. آن زبانی که من عربی میشناسم در مجموعه ی زبان های سامی است و لکی در مجموعه ی زبان های ایرانی.

در کمال احترام منتظر بیرون آمدن از این پارادوکسها هستم اما ذکر چند نکته را ضروری میدانم :

1. غلط معرفی کردن یک زبان مخصوصا وقتی در کسوت شاعر آن زبان هستیم کاری نابجاست. بهتر بود دست کم به مخاطب وبلاگ چند منبع معرفی میشد تا اینکه اطلاعات غلط به او داد. ما ایرانیها هم پزشکی بلدیم و نسخه میپیچیم هم وکالت میدانیم و حکم صادر میکنیم و هم زبان شناسیم و ... .
2. سرخوردگیهای قومی نباید ما را وادار کند که به نداشته هایمان افتخار کنیم. متاسفانه بعد از برخورد با تمدن غرب، بین ایرانیان  باستانگرایی مد شده است. چه میشد اگر به جای اوستای دهن پرکن، نامی از ملامنوچهر کولیوند یا غلامرضا ارکوازی برده میشد؟ این شاعران پرمایه ی ادب لکی را دانشجوی زبان شناسی باید از گمنامی درآورد یا شاعران معاصر لک؟
3. بسیاری از فعالین زبان لکی، که اکثرا روی ادبیات لکی تمرکز دارند، ماهیت زبان لکی را شناخته شده میدانند و کار را تمام و جتی خط هم برای این زبان ابداع کرده اند. آنها هم که روی این زبان تحقیقات زبان شناسانه انجام داده اند، آنقدر تعدادشان کم است که تا حرفی زده میشود باید با خط کش و معیار آنها سنجیده شود و گرنه پذیرفته نمیشود. وقتی از این زبان شناسان سوالات پایه ای نظیر اینکه پراکندگی و منشاء دقیق گویشوران این زبان در کجاست؟ چه  گویشهایی دارد؟ ارتباطش با گونه های زبانی همسایه نظیر فارسی، کردی و لری چیست؟ چه تعداد واکه و همخوان دارد؟ و ... از پاسخ دادن درمیمانند و یا حداکثر  دست به عصا پاسخ میدهند که گاهی با داده های زبانی موجود متناقض مینماید. در چنین فضایی اظهار نظر های قطعی جایی ندارند.


وبلاگ و مقالات دکتر محمد راسخ مهند

چهارشنبه 21 فروردین 1392 22:57
طبقه بندی:منابع آنلاین، 

از طریق ایمیل دوستان، دقایقی پیش باخبر شدم که دکتر محمد راسخ مهند، استاد خوش نام دانشگاه بوعلی همدان، در یک وبلاگ به ارائه مقالات خود پرداخته اند. حضور ایشان را در رسانه وبلاگ و جمع وبلاگ نویسان رشته ی زبان شناسی به فال نیک میگیرم و امیدوارم از حضور مجازی ایشان در پهنه ی اینترنت استفاده مفید ببرم. در اینجا لینک وبلاگ ایشان قرار داده میشود. همچنین در قسمت وبلاگ های زبان شناسی این وبلاگ لینک وبلاگ ایشان قرار داده شده است.

لینک وبلاگ شخصی محمد راسخ مهند


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
تیم ترویج زبانشناسی

در اول بهمن 94 پس از 4 سال فعالیت مستمر وبلاگ زبانشناسان آینده، تیم کشوری ترویج دانش زبانشناسی با هدف کارآفرینی در این رشته و به واسطه تحرک این وبلاگ در فضای مجازی کشور تشکیل شد و فعالیت عملی خود را به فضای واقعی آورد تا سرانجام این وبلاگ به هدف خود رسیده باشد.
***************
کانال تلگرام https://telegram.me/linguists2b
صفحه فیسبوک https://www.facebook.com/linguists2b


نظرسنجی

  • تیم ترویج با همکاری یکی از موسسات آموزشی تهران در نظر دارد چند کارگاه تک‌درس و نیز مرور تست آزمون دکترای زبانشناسی، با ظرفیت محدود، برگزار کند. با توجه به سرفصل، از نظر شما داوطلب فرهیخته، مهمترین تک‌درس کنکور کدام است؟

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :