تبلیغات
تیم ترویج زبانشناسی - مطالب مهر 1393

 معاون سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد گفت: سعی می‌کنیم تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی نیمسال دوم دانشگاه آزاد را هفته آینده اعلام کنیم. مجتبی علوی فاضل معاون سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، گفت: در حال بررسی‌های کارشناسی هستیم و سعی می‌کنیم تکمیل ظرفیت کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی نیمسال دوم دانشگاه آزاد را هفته آینده اعلام کنیم. وی افزود: البته اعلام تکمیل ظرفیت بستگی به ظرفیت‌های موجود دارد که باید بررسی شود و پس از بررسی‌ها می‌توانیم تکمیل ظرفیت را اعلام کنیم.

منبع


مهرماه جاری نظرسنجی که نه، یک امکان خوداظهاری برای خوانندگان وبلاگ فراهم شد که اهلیت جغرافیایی خود را به من معرفی کنند. اهمیت این موضوع برای من در داشتن یک دید کلی از خوانندگان وبلاگ بود. امیدوارم این دید کلی به من در برقراری تعامل بهتر با شما کمک  کند.

شاید برای شما هم نتایج این خوداظهاری جالب باشد :

تعداد شرکت کنندگان 60 نفر در 30 روز

شمال
15 درصد
(9 رای)
جنوب
13.33 درصد
(8 رای)
شمال شرق (خراسان)
10 درصد
(6 رای)
شرق
0 درصد
(0 رای)
شمال غرب (آذربایجان)
8.33 درصد
(5 رای)
غرب
23.33 درصد
(14 رای)
تهران و اقمارش
21.67 درصد
(13 رای)
سائر مناطق مرکزی ایران
5 درصد
(3 رای)
ایرانی نیستم
3.33 درصد
(2 رای)


Unicode Phonemic Typewriter

یکشنبه 27 مهر 1393 10:54
طبقه بندی:آواشناسی، منابع آنلاین، واج‌شناسی، 


مهجوریت زبانشناسی و وظیفه‌ی ما

شنبه 26 مهر 1393 22:19
طبقه بندی:عمومی، 

امروز رفتم شهر کتاب کرج

کتابهای روانشناسی که اکثرا هم کتابهای همه فهم هستند به تنهایی به اندازه ی کتابهای چند رشته بودن. شاید بی اغراق دو هزار جلد.

کتابهای زبانشناسیش ولی از تعداد کتابهای من تو خونه کمتر بود!!!! دو طبقه. تازه نصفشم راجع به زبان فارسی بود و آزفا.

بعد هی بگید چرا مردم نمیفهمن زبانشناسی چیه.

 از ماست که بر ماست. مقصر خودمونیم که فکر میکنیم فقط فنی و تخصصی نوشتن هنره ...


اسم اینا چیه ؟

ایییییشششش ( خانوما بیشتر میگن)

اوهوع ( آقایون بیشتر میگن)

آها، هااااا ، وا ، و ...

کلمه هستن؟ نیستن؟

توجه داشته باشید که  جنسشون با کلماتی مثل : خب، بله، باشه، میدونی چیه و ... فرق داره به نظرم. نشانگر گفتمانی نیستند. شایدم باشن. نمیدونم.

دستور سنتی به اینا میگه : اصوات   . خب زحمات دستورنویسهای سنتی قابل تقدیره، ولی خیلی واضحه که اینا متشکل از صوت هستند! شاید خواستن بگن اینا جنبه ی حیوانی صداهای تولیدی از حلقوم بشر هستن و جزء زبان نیستند. البته بنده های خدا کلا منظور خاصی از اصطلاحاتشون نداشتن و زیاد مثل ماها در بند و قید این حرفا نبودن. سنتی بودن دیگه. دلشون پاک بوده. یاد کشک و دوغ افتادم یهو .

کلا میخوام بدونم این موارد جزء زبان هستند یا نه. البته این رو مطمئنم که زبان ویژه هستند. هر زبانی از اینا داره و خاص خود همون زبان هستند ظاهرا. هر چند شباهتهایی هم دارند. یعنی دقیقا مثل مقولات زبانی هم جهانیهایی دارن و هم پارامترهایی.


متاسفانه بین جامعه دانشگاهی و روشنفکری کشور بررسی مسائل نژادی و قومی یک تابو محسوب میشود. علت اینکه چرا تابو هستند در ایران را نمیخواهم باز کنم. اما میتوانم لزوم انجام پژوهشهای قومی و نژادی مرتبط با رشته خودم را مطرح کنم. به طور خلاصه فقط دو مثال کوتاه میزنم.

زبان و مسائل نژادی
زبانشناسی پیش و بیش از اینکه یک رشته ی علوم انسانی باشد یکی از علوم طبیعی محسوب میشود. بررسی روند مهاجرتهای تاریخی بشر که در علوم تکامل و باستان شناسی حائز اهمیت است یکی از کلیدهای خود را در دست زبانشناسان میبیند. بدون بررسیهای ژنتیکی گویشوران زبانهای مختلف نمیتوان بررسیهای زبانی را برای این منظور خاص آماده کرد. همچنین مسائل مرتبط با منشاء و تکامل زبان به نحوی با این قبیل پژوهشها مرتبط میشوند. البته زبانشناسان قرار نیست به دنبال ژنوم گروه خاصی باشند، بلکه آنها باید ارتباط بین گروههای نژادی و زبان آنها را شناسایی کنند.

زبان و مسائل قومی
بررسیهای جامعه شناسی زبان که در علوم اجتماعی مطرحند و همینطور بررسیهای زبانشناسی اجتماعی نظیر گویش شناسی اجتماعی و گویش شناسی جغرافیایی، بررسی مسائل زبانی و فرهنگ و مسائل قوم نگاری، همه به نحوی با مساله ی زبان درگیرند و از یافته های زبانشناسی استفاده میکنند.

کشورهای پیشرفته ی دنیا برای برنامه ریزی مسائل اجتماعی خود به تحقیقات فوق نیازمندند و از آنها استفاده میکنند. در حالیکه در کشور ما اصولا جامعه دانشگاهی اعتقادی به پژوهش در این مسائل ندارد و بلکه به بهانه های غیرمنطقی از انجام آنها سر باز میزند. همین میشود که مدتهاست بررسیهای تاریخ و فرهنگ خود را از روی دست خارجیان کپی میکنیم.

از ماست که بر ماست


مبتدای Hypernymic

پنجشنبه 24 مهر 1393 14:47
طبقه بندی:معنی‌شناسی، 

مادربزرگت چیکار کرد ؟    خانم بره کباب کرد.

چی به سر پسرت اومد ؟     پسر خورد زمین.


خانم و پسر در مثالهای فوق Hypernymic topic  محسوب میشوند. یعنی مبتدایی که از لحاظ معنایی شامل مبتدای جمله قبل است اما دقیقا همان مبتدا نیست. خانم شامل مادربزرگ هم میشود و پسرت  زیرمجموعه معنایی پسر است.

اگر در مورد Hypernymic topic بیشتر میدانید و یا معادل دقیق فارسی آن را سراغ دارید در اینجا بنویسید.


عبارت  «دکتر مهندس» دو معنا دارد در دو حالت که تفاوتشان در میزان مکث است.

 آن موردی که مکث بعد از دکترش بیشتر است یک عنوان است : دکتر  مهندس فلانی
 آن موردی که مکث بعد از دکترش کمتر است شاید معادل تحصیلکرده است : میخواد دکترمهندس شه لابد

تاکید میشود که در هر دو مورد مکث وجود دارد. تفاوت آنها فقط در میزان مکث است.


گروه جامعه شناسی دین انجمن جامعه شناسی ایران در نظر دارد همایشی در حوزه مطالعاتِ اجتماعی دین در ایران با محوریت پایان نامه های دانشجویی برگزار نماید. به همین بهانه محمدرضا کلاهی مدیر گروه جامعه‌شناسی دین و دبیر علمی همایش مذکور، همایش مطالعات اجتماعی دین و اسلام در ایران، یادداشتی نوشته که در سایت انجمن جامعه شناسی ایران درج شده است. با هم این یادداشت جالب را میخوانیم :

در ساختار رسمیِ نهاد علم، دوگانه‌ «استاد - دانشجو» محوریتی تام دارد. این دوگانه دوقطبیِ فرستنده- گیرنده‌ ای را می‌سازد که در آن بنا به تعریف طرفِ «استاد» تولید کننده و انتقال دهنده‌ علم است و طرفِ «دانشجو» گیرنده و مصرف کننده‌ آن. همه‌ اجزاء نهاد علم از این دوقطبی سرایت پذیرفته است: استاد ایستاده پشت تابلو/ تریبون و دانشجو نشسته در زیر آن؛ استاد نویسنده‌ کتاب‌ها، سخن‌ران همایش‌ها، طرفِ مصاحبه‌ ها و گفت‌وگوها و دانشجو خواننده و شنونده‌ همه‌ اینها.
 تنها جایی که دانشجو نویسنده است– در برگه‌ امتحان یا گزارش پایان‌ نامه– استاد تصحیح کننده یا راهنما است. استاد دهنده «نمره» است و دانشجو گیرنده‌ آن.استاد اسمِ اولِ مقاله‌ ها است و دانشجو نام دوم.
دانشجو بیش از آن که این دوگانه نشان می‌ دهد در تولید علم دخالت دارد. بسیاری از تألیف‌ ها و ترجمه‌ ها با همکاری ‌های با / بی نام‌ و نشان دانشجویان نوشته می‌ شوند. در بسیاری از کلاس‌ های درسِ دوره‌ های تحصیلات تکمیلی عملاً دانشجویان اداره کننده‌ کلاس هستند. بسیاری از پروژه‌ های تحقیقاتی کلاً یا جزئاً با همکاریِ یا توسطِ دانشجویان اجرا می ‌شود.
این‌ها مثال ‌هایی است از این که دانشجو به عنوان مصرف کننده‌ علم در عین حال در تولید هم همکاری دارد. اما موضوع، فراتر از صِرفِ همکاری قابل طرح است. در این مثال‌ ها نیز پیش ‌فرض وجودِ تناظر میان دوگانه‌ «استاد-دانشجو» با دوگانه‌ «تولید- مصرف» هم‌ چنان حاکمیت دارد. این پیش ‌فرض محل مناقشه است. موقعیت تولید همزمان موقعیتِ مصرف نیز هست و برعکس. استاد و دانشجو هر دو هم ‌زمان گوینده و مخاطب یک‌ دیگرند.علم در گفتگوی میان استاد و دانشجو و سایر گویندگان و شنوندگان تولید می‌شود نه در تنهایی. با این‌حال ساختارهای موجودِ دانشگاهی امکان کافی برای شکل گرفتن چنین گفت ‌و گویی فراهم نمی‌ کنند. این کمبود به شدیدترین وجه در«وضعیت پایان ‌نامه» خود را نشان می‌دهد.
«پایان‌ نامه» عمل‌کرد کلِ نظام دانشگاهی را در خود فشرده می‌کند. اگر «آموزش» مهم‌ ترین کارکرد نظام دانشگاهی باشد، «پایان ‌نامه» اصلی ‌ترین نتیجه‌ این عمل ‌کرد است. «پایان ‌نامه» به عنوان حاصل دریافت و یادگیریِ دانشجو در پایانی ‌ترین مراحل آموزش خود، مهم ‌ترین اثرِ تولید شده توسط کلِ نظام دانشگاهی است؛ از این نظرمهم‌تر از «کتابی» است که استاد تألیف می‌کند.
دوگانه‌ «کتاب– پایان‌نامه» امتداد همان دوگانه‌ «استاد–دانشجو» است و همان سلسله ‌مراتبِ منزلت بر آن مترتب است. «کتاب» در ویترین کتاب‌ فروشی‌ ها به نمایش در می‌آید؛ در مجلات معرفی می‌شود و موضوع نقد و بررسیِ جلساتِ عمومی قرار می‌گیرد اما پایان ‌نامه در کتابخانه ‌هاعملاً بایگانی می ‌شود. پایان ‌نامه جز تیم داوری و راهنمایی (و گاه جز خودِ نویسنده)، تقریباً خواننده‌ دیگری نمی‌یابد. تنها جلسه ای که موضوع ‌اش پایان‌نامه است «جلسه‌ دفاع» است –مراسمی که در وضعیتِ فعلی، بیش از آن که موقعیتی باشد برای بحث درباره‌ محتوای پایان ‌نامه، مناسکِ گذاری است از دانشجویی به فارغ‌التحصیلی.
شاید ضعفِ پایان ‌نامه‌ ها عامل اصلی عرضه نشدن و خوانده نشدن دانسته شود. آزمون چنین ادعایی درباره‌ نوشتاری که در دسترس نیست البته بسیار سخت است. اما درباره‌ کتاب‌ها راحت ‌تر می‌توان قضاوت کرد: آیا همه‌ آن‌ها قوی ‌اند؟ از این که بگذریم، مهم آن است که به رسمیت شناخته شدن ژانرِ(گونه‌) پایان‌نامه و «امکان حضور» آن در عرصه‌ عمومی، خودبه‌ خود به تقویتِ این گونه‌ نوشتار خواهد انجامید. انزوا و پرده‌نشینی ‌ای که این گونه به آن مبتلا است بر ضعفِ آن اثرگذار است. خوانده شدن ونقد شدن، برگزیده شدن یا نشدن، برتر یا فروتر شدن، ستایش یا نکوهش شدن، پایان ‌نامه در وضعیتِ سکوتی واقع شده که از همه‌ این‌ها بی ‌نصیب است؛ در شرایط بی ‌وزنی است. با هیچ چیز و هیچ کس نسبتی برقرار نمی‌کند. در خلأ نوشته می‌شود و در خلأ باقی می‌ماند. گویی اصلاً نوشته نمی‌شود. نوشتن پایان ‌نامه همچون مراسم دفاع از آن بیش‌تر مناسکی است که باید طی شود تا مرحله‌ ای در پژوهش علمی و تولید دانش یا حتی مرحله‌ ای در آموزش و ارزیابی دانشجو. قرار دادن پایان‌نامه در این موقعیت خلأ و هم ‌زمان انتظار قوت‌مندی از آن، یک تناقض است.
البته برخی از پایان ‌نامه‌ ها با تلاش بسیار ارتقاء مقام می‌یابند و به «موقعیت کتاب بودن» می‌رسند. این تلاش، هم‌زمان کوششی است برای فرار از «موقعیت پایان ‌نامه ‌ای» از طریق تغییر ژانر؛ که البته به عرضه شدن برخی پایان ‌نامه ‌ها کمک می‌کند اما به بهبود موقعیت پایان‌ نامه به عنوان یک ژانر نوشتار کمکی نمی‌کند.
«همایش پایان ‌نامه‌ ای» تلاشی است برای عرضه‌ خود پایان ‌نامه و برای به بازشناسیِ آن به عنوان گونه‌ معتبری از نوشتار در فرایند تولید علم. در این همایش پایان ‌نامه‌ ها به اسم و عنوان «پایان نامه» حضور می‌یابند نه به عنوان «مقاله». این‌جا اولین ‌موقعیتِ به رسمیت شناخته شدن گونه‌ پایان ‌نامه خارج از دوگانه‌ «استاد-دانشجو» است و در عین حال، جایی است که در آن موقعیت‌های استادی و دانشجویی ترکیب می‌شود. کسانی که در این‌جا گفتاری ارائه می‌کنند، ممکن است هم‌زمان در موقعیت استادی و دانشجویی قرار بگیرند. آن‌ها پایان ‌نامه به عنوان محصولِ فعالیتِ دانشجویی خود را ارائه می‌دهند در حالی که اکنون فارغ ‌التحصیل شده ‌اند و ممکن است به شکل ‌ها و شیوه‌ هایی در موقعیتِ استادی قرار گرفته‌ باشند. به عنوان اولین تجربه، گروه جامعه‌ شناسی دین اقدام به برگزاری چنین همایشی کرده است به این امید که در سال‌های آینده، به همایشی فراگیر بین همه‌ حوزه های جامعه ‌شناسی تبدیل شود و در آینده‌ ای دورتر عرصه ‌های دیگری نیز علاوه بر همایش برای حضور و نقد پایان ‌نامه فراهم شود.
در عنوان همایش، بر «اسلام» در کنار «دین» تأکید شده است. علی ‌رغم تاریخ بلند مطالعاتِ اجتماعیِ اسلام در ایران خصوصاً در حوزه‌ تاریخ تحلیلی و–در نیم قرن اخیر–حوزه‌ علوم اجتماعی، هنوز «مطالعات اجتماعی اسلام» به عنوان یک رشته‌ جداگانه، استقلال و رسمیت نیافته است. گرچه رشته‌ کلیِ «جامعه شناسی دین» سال‌ها است وجود دارد، اما حوزه‌ های خاص «اسلام» مانند «جامعه ‌شناسی اسلام» یا «انسان ‌شناسی اسلام» و زیرشاخه ‌های آن از قبیل «جامعه ‌شناسی روحانیت»، جامعه‌ شناسی مذاهب اسلامی (مانند «جامعه‌ شناسی تشیع» و «جامعه ‌شناسی تسنن»)، به عنوان رشته‌ هایی مستقل هنوز در دپارتمان‌ های علوم اجتماعی شکل نگرفته ‌اند.در غیاب چنین حوزه‌ مستقلی، مطالعه و تدریس جامعه ‌شناسیِ دین در دپارتمان‌ های دانشگاهی ایران منحصر و محدود مانده است به مطالعه‌ آن‌چه به عنوان «نظریه ‌های جامعه ‌شناسی/انسان‌ شناسی دین» در این حوزه رواج دارد – از نظریه‌ های فریزر و دورکیم و وبر گرفته تا آراء برگر و دیوی. همه‌ این نظریه‌ ها در حوزه‌ مسیحیت توسعه یافته و مستقیم یا غیرمستقیم از آن متأثر است. جای اندیشه‌ اجتماعی در نظریه‌ های اندیشه‌ مندان مسلمان که خصوصاً در دهه ‌های اخیر در میان متفکران عرب رونق بسیاری داشته در درس و بحث‌های دانشگاهی در ایران خالی است. عنوان «مطالعات اجتماعی اسلام» برای این همایش دعوتی است به شکل دادن به چنین حوزه‌ ای در علوم اجتماعی ایران؛ گرچه کلمه‌ «دین» نیز در کنار کلمه‌ اسلام آورده شده تا موضوع همایش منحصر به اسلام نماند و هر گونه مطالعات اجتماعی دین را دربر بگیرد.
عنوان همایش به جای «جامعه ‌شناسی دین»، «مطالعات اجتماعی دین» انتخاب شده تا تأکید خاص بر جامعه‌ شناسی، برخی از پژوهش‌ها را به تصور این که جامعه شناسانه نیستند از دور خارج نکند. به این ترتیب هرگونه مطالعات اجتماعیِ دین، اعم از مطالعات انسان‌ شناسانه، مطالعات فرهنگی، مطالعات تاریخی و از این قبیل ذیل موضوع همایش قرار می‌گیرند و امکان شرکت دارند.

منبع


سه‌شنبه‌های سنجش 5

سه شنبه 22 مهر 1393 12:07
طبقه بندی:سه‌شنبه های سنجش، 

" ذهن گرایی ساپیر در واجشناسی، با تلاش ذهن گرایانه ی مجدانه ای همراه شده بود تا با توصیف معنایی تعامل داشته باشد". ( یادداشتهایی در مورد تاریخ مردم شناسی زبانی، صفحه ی 280، Essays in the History of Linguistic Anthropology  By Dell H. Hymes).
همین جمله کافیست که جواب تست هفته ی قبل را گزینه ی 3، یعنی ساپیر، بدانیم. در رفتارگرا بودن بوآز و بلومفیلد شکی نداریم، اما کمتر کسی تصور میکرد همچنین تست سختی از مساله ی به این سادگی مطرح شود! آن هم با گزینه ی دومی که خیلیها از جمله خود من انتخاب کردند و اشتباه هم بود : جوس. زبانشناس کمتر شناخته شده ی آلمانی که ساختارگراست و احتمالا رفتارگرا. هرچه هست ذهن گرا نبوده است. اسم کامل ایشان Martin Joos است.

و اما تست این هفته، تستی آواشناختی از کنکور دکترای سراسری 1392 است، تست شماره ی 71 :

کدام همخوان سایشی دارای نوفه سایش بین 4 تا 6 هزار هرتز است ؟
1) لثوی - کامی
2) لثوی
3) لبی - دندانی
4) چاکنایی


لطفا در اینجا فقط پاسخ همین تست را بنویسید و پاسخ تست هفته قبل را زیر پست خودش بنویسید. برای مطالعه ی تست هفته قبل و پاسخ دادن به آن، اینجا را کلیک کنید


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
تیم ترویج زبانشناسی

در اول بهمن 94 پس از 4 سال فعالیت مستمر وبلاگ زبانشناسان آینده، تیم کشوری ترویج دانش زبانشناسی با هدف کارآفرینی در این رشته و به واسطه تحرک این وبلاگ در فضای مجازی کشور تشکیل شد و فعالیت عملی خود را به فضای واقعی آورد تا سرانجام این وبلاگ به هدف خود رسیده باشد.
***************
کانال تلگرام https://telegram.me/linguists2b
صفحه فیسبوک https://www.facebook.com/linguists2b


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :