ریشه متالورژی

پنجشنبه 29 مهر 1395 20:32
طبقه بندی:واژه‌شناسی، 

در زبان یونانی باستان از ἔργον, érgon, "work" به معنای کار، و μέταλλον, métallon, "metal"  فلز، واژه ی  μεταλλουργός, metallourgós, "worker in metal" یا همان کسی که با فلزات کار میکند، ساخته شده بوده است. این کلمه در انگلیسی و سپس در فارسی وارد شده است : متالورژی. که البته در فارسی "ر" آن در فرآیندهای واجی حذف میشود و متالوژی هم خوانده میشود. البته احتمال دارد این حذف به تبعیت از حذف این واج در انگلیسی بریتانیایی باشد. در این گویش انگلیسی نیز این واژه متالوژی خوانده میشود.

وهاب کریمی




استاد دبیرمقدم و استاد سیمین کریمی، دانشگاه تهران، همایش فعل مرکب شهریور 95

این همایش در روزهای بیستم و بیست‌ویکم شهریورماه در تالار باستانی پاریزی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد.
روز اول
نخستین بخش این همایش به ریاست محمد دبیرمقدم (استاد دانشگاه علامه) و با خوشامدگویی غلامحسین کریمی دوستان (استاد دانشگاه تهران) آغاز شد. سخنران اصلی روز نخست سیمین کریمی (استاد دانشگاه آریزونای آمریکا) بود. سخنرانی ایشان دربارۀ «حذف به قرینه جزء غیرفعلی در فعل‌های مرکب» بود و به زبان انگلیسی ایراد شد. بقیۀ سخنرانی‌ها نیز تماماً به زبان انگلیسی بود. مجتبی منشی‌زاده (استاد دانشگاه علامه) سخنرانی بسیار کوتاهی دربارۀ فعل‌های مرکب در زبان‌های ایرانی از منظر زبان‌شناسی تاریخی ارائه کرد. گفتنی است که در پایان هر سخنرانی حدود ده دقیقه برای پرسش‌های حضار در نظر گرفته شده بود.
بخش دوم روز نخست به ریاست سیمین کریمی و با سخنرانی سپیده عبدالکریمی (استاد دانشگاه شهیدبهشتی) آغاز شد. سخنران بعدی، مراد سلیمانف از پژوهشگاه EPHE فرانسه، مقالۀ خود را دربارۀ فعل‌های مرکب در گویش تاتی شیروان (آذربایجان) ارائه کرد. دیگر سخنرانان این بخش، مینا قندهاری از دانشگاه الزهرا و زری سعیدی (استاد دانشگاه علامه) بودند.
روز دوم
بخش نخست روز دوم به ریاست محمود بی‌جن‌خان (استاد دانشگاه تهران) و سخنرانی محمد دبیرمقدم آغاز شد. سخنرانی‌های بخش نخست و دوم تماماً به زبان فارسی ارائه شد. سخنرانی محمد دبیرمقدم دربارۀ فعل‌های مرکب در زبان فارسی و دیگر زبان‌های ایرانی بود. ایشان با مروری بر تحقیقات پیشین، به بررسی انواع فعل‌های مرکب و به‌ویژه فعل‌های مرکب انضمامی پرداختند. و این پرسش را پاسخ گفتند که چرا انضمام فعل به مفعول بیشتر از انضمام فعل به فاعل است. انضمام وقتی صورت می‌گیرد که اسمی که در جایگاه مفعول قرار دارد، نشانه‌های خود را (مثل علامت جمع، «را»، «ی» نکره و...) از دست بدهد و تبدیل به اسم جنس شود. برای مثال «علی غذا را خورد» به «علی غذا خورد» بدل می‌شود. اما فاعل عموماً جاندار و معرفه است و به‌ندرت می‌تواند به اسم جنس بدل شود و به همین دلیل انضمام فعل به فاعل نادر است. ایشان در بخش آخر سخنرانی‌شان به تحلیل ساخت‌های کهنی همچون «مرا بد می‌آید» و صورت امروزی آنها (مثل «بدم می‌آید») پرداختند و بسامد این ساخت را در زبان‌های ایرانی فراوان دانستند.
بخش دوم به ریاست محمد راسخ‌مهند (استاد دانشگاه بوعلی همدان) برگزار شد و مهرنوش طاهرخانی از پژوهشگاه توسعه فناوری‌های پیشرفته، بابک شریفی از دانشگاه اصفهان و شادی داوری (استاد دانشگاه آزاد شاهرود) سخنرانی کردند.
بخش پایانی به ریاست مجتبی منشی‌زاده و سخنرانی سارا شریف‌پور از فرهنگستان زبان و ادب فارسی آغاز شد. تینا قنبریان از دانشگاه تربیت مدرس سخنران بعدی بود و آخرین سخنرانی را دربارۀ افعال دوگانه در زبان فارسی (مثل «بگیر بشین»، «گذاشت رفت» و...) محمد راسخ‌مهند ارائه کرد. زبان سخنرانی‌های این بخش نیز انگلیسی بود.  
بعد از سخنرانی‌ها، میزگردی با حضور محمد دبیرمقدم و سیمین کریمی و به ریاست غلامحسین کریمی دوستان برگزار شد. هفت سؤال دربارۀ فعل مرکب مطرح شد که دبیرمقدم و کریمی به آنها پاسخ دادند. در پایان نیز وقتی برای پرسش‌های حضار درنظر گرفته شده بود.
استادان دیگری نیز در بعضی از قسمت‌های این همایش حضور داشتند: محمدرضا باطنی، علی درزی، مزدک انوشه، بهروز محمودی بختیاری، مهرنوش شمس‌فرد و...


داشتم عطر میخریدم.  قبل من یه آقای دیگه هم اونجا بود و البته قصد خرید نداشت و با سروکله زدن با عطرفروش داشت وقتشو میگذروند تا قطار بیاد. حدودا سی و پنج ساله و ظاهر پوشش و حرفهاش نشون میداد که احتمالا کارمند هست. خیلی عطر دوست دارم. برای همین برای انتخاب عطر وقت میذارم. این شد که منم وارد مکالمه اونها شدم و طولی نکشید که این آقا با من صمیمی شد. طوری که تو انتخاب عطر داشت بهم کمک میکرد. البته فروشنده میگفت این بابا کارش همینه. میاد میگه میخام عطر بخرم. بعد تست که کرد و معطر شد میره! لهجه هم نداشت که بگم اصفهانی بود! خلاصه جاتون خالی فضا صمیمی و عطراگین شده بود و تیکه بار همدیگه میکردیم.

یکی از عطرهایی که فروشنده برام تست کرد رو اصلا حس نکردم. میگفت بابا این عطر قویه بوش. چطور متوجه نمیشی. شاید چون چندمیشه که تست میکنی اینطور شدی. بیا این قهوه رو بو کن. قهوه رو بو کردم. دوباره زد. بازم حس نکردم. اون آقا هم میگفت بابا واقعا حس نمیکنی؟ عطرهای ملایمتر از این رو حس میکنی قویها رو هم حس میکنی این رو حس نمیکنی؟ گفتم نه والله. فکر کنم این عطر خارج از رنج بویایی من هست. نمیدونم درسته این قضیه، ولی شاید مثل رنج شنوایی، رنج بویایی هم برای افراد تعریف شده باشه. البته من خداروشکر مشکل بویایی و چشایی ندارم و بلکه همیشه خوب بودم تو این موارد. ولی نمیدونم چرا این عطر قوی روی حس نمیکردم.

خلاصه اون آقا نه گذاشت نه برداشت گفت : داداش کرعطر شدی !!!!  سه تایی زدیم زیرخنده.



کرعطر رو احتمال قوی به قیاس و ترکیب از کوررنگ و کر  و ناخودآگاه، و یا شایدم خودآگاه در لحظه ساخته این گویشور فارسی. هیچ دلیل تئوریکی نداریم که کرعطر نداشته باشیم. وقتی رسیدم خونه و راجع به اون واژه فکر کردم، تصور کردم گفته کورعطر. الان مجددا مرور کردم یادم افتاد که گفت کرعطر. فرق کورعطر با کرعطر اینه که برای اولی یه بار فرآیند قیاس انجام میشه و برای دومی دو بار ، یه بار با شنوایی و یه بار هم به واسطه کوررنگی به قیاس از مجموعه واژه‌گان بینایی، و علاوه بر اون یک بار هم ترکیب این دو. در واقع برای کورعطر یه فرایند و برای کرعطر سه فرایند لازم داریم. حالا چطور این گویشور این سه فرایند رو انجام داده به جای یک فرایند، چیزیه که با توجه به اصل اقتصاد زبانی، طیق دستور زبان فارسی، از جمله کاربردشناسی و ساختارهجایی و آواییش، باید توجیه بشه. البته ذهنیت بعدی من از این کلمه هم جای توجیه داره. اینکه فکر کردم گفته کورعطر. شاید خودش هم که بعدا به یاد مکالمه امون افتاده فکر کرده گفته کورعطر. در این صورت این هم خودش توجیه خاص خودش رو میطلبه.

ورای این همه توجیهات و تئوری، کرعطر و کورعطر به نظرم جالب و البته کمی بامزه و عجیب هستن و میشه ازشون استفاده کرد. البته کورعطر مودبانه تره ولی میشه از کرعطر هم وقتی خیلی صمیمی شدید استفاده کنید!


شورینی و شیرینی

چهارشنبه 24 دی 1393 22:35
طبقه بندی:واژه‌پردازی، واژه‌شناسی، 

شیرینی فروشیا رو که دیدین. هم آجیل میفروشن هم شیرینی هم شکلات.

 یه شیرینی فروشی تو کرج تو تبلیغات محیطیش زده : قنادی فلان، شیرینی و شورینی!!!



نسکافه‌ای

جمعه 16 آبان 1393 00:48
طبقه بندی:ریشه‌شناسی، معنی‌شناسی، واژه‌شناسی، 


نسکافه‌ای نام یک رنگ بور است که برای نامگذاری رنگ مو و البسه و کیف و کفش بیشتر به کار میرود. چیزی که در مورد نام این رنگ جالب است ریشه‌ی آن است. بسیاری از مردم کافی‌میکس، یا همان قهوه فوری همراه با شکر و شیرخشک را نسکافه میگویند. نسکافه یکی از بهترین برندهای کافی میکس در جهان است که توسط شرکت سوئیسی نستله عرضه میشود. خود واژه‌ی نسکافه Nescafe هم درهم آمیزی دو واژه‌ی نام شرکت تولید کننده اش و نام قهوه بود : Nestle  و Cafe در فرانسوی. در واقع نسکافه مجازا یعنی کافی میکس. همانطور که پودر رختشویی را مادران ما به اعتبار نام شرکت تاید، تاید خواندند. البته رنگ تاید مانند کافی میکس چندان خاص نبود که بشود از آن در نامگذاری یک رنگ خاص استفاده کرد.



یادش بخیر. یک سال در شرکتی کار میکردم که از برندهای معروف صنایع غذایی کشور است. مدیر کارخانه اش انقدر ساده بود که وقتی میخواست بگوید کافی میکس نام محصول شرکت رقیبش یعنی نسکافه را میگفت. هرچقدرهم به او میگفتیم آقا جان نسکافه محصول شرکت رقیب ماست بازهم فراموش میکرد. منظور اینکه این کلمه آنقدر جا افتاده است که حتی تولیدکننده های شرکتهای رقیب هم تحت تاثیرش قرار میگیرند. واقعا هم از لحاظ کیفیت این تاثیرگذاری برازنده ی این محصول است. ما که هرچقدر آزمایش کردیم نفهمیدیم راز حل شدن سریع این کافی میکس محبوب چیست.


               


اسم اینا چیه ؟

ایییییشششش ( خانوما بیشتر میگن)

اوهوع ( آقایون بیشتر میگن)

آها، هااااا ، وا ، و ...

کلمه هستن؟ نیستن؟

توجه داشته باشید که  جنسشون با کلماتی مثل : خب، بله، باشه، میدونی چیه و ... فرق داره به نظرم. نشانگر گفتمانی نیستند. شایدم باشن. نمیدونم.

دستور سنتی به اینا میگه : اصوات   . خب زحمات دستورنویسهای سنتی قابل تقدیره، ولی خیلی واضحه که اینا متشکل از صوت هستند! شاید خواستن بگن اینا جنبه ی حیوانی صداهای تولیدی از حلقوم بشر هستن و جزء زبان نیستند. البته بنده های خدا کلا منظور خاصی از اصطلاحاتشون نداشتن و زیاد مثل ماها در بند و قید این حرفا نبودن. سنتی بودن دیگه. دلشون پاک بوده. یاد کشک و دوغ افتادم یهو .

کلا میخوام بدونم این موارد جزء زبان هستند یا نه. البته این رو مطمئنم که زبان ویژه هستند. هر زبانی از اینا داره و خاص خود همون زبان هستند ظاهرا. هر چند شباهتهایی هم دارند. یعنی دقیقا مثل مقولات زبانی هم جهانیهایی دارن و هم پارامترهایی.


حین یک مکالمه گفتم : " من روزخواب نیستم" . یعنی که من روزها عادت ندارم که بخوابم.

"روزخواب" را قبلا خودم نشنیده بودم و پیشتر هم استفاده نکرده بودم و گویا در همان لحظه برای اولین بار گفتمش. شاید شما هم قبلا ازین واژه استفاده کرده باشید و یا شنیده باشید آن را. ساخت آن مثل "روزکار" و "شب‌کار" است. دو اسم که اولی زمان را نشان میدهد و دومی گویای انجام کاری است، خوابیدن و یا کار کردن، با هم ترکیب میشوند و یک صفت میسازند. در موارد مشابه نیز میتوان ازین امکان زایا استفاده کرد و واژه‌گان بیشتری ساخت.
در لغتنامه دهخدا واژه‌ی "شب‌خواب" را به معنای "کسی که شب میخوابد" داریم. ولی امروزه با شم زبانی گویشور عادی زبان فارسی، این معنا ازین صفت مهمل به نظر میرسد و فقط در ترکیباتی مثل "چراغ شب‌خواب"  کاربرد دارد و شاید هم معانی دیگر. شاید چون بدیهی و عادی این است که همه شبها میخوابند، گفتن اینکه کسی "شب‌خواب" است، حشو باشد. شاید هم چون معنای دومی دارد، آن معنای دوم غلبه کرده است. اگر بگویند کسی شب‌خواب است به ذهن این متبادر میشود که : " مگر او  چراغ شب‌خواب است ؟! " .




  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
تیم ترویج زبانشناسی

در اول بهمن 94 پس از 4 سال فعالیت مستمر وبلاگ زبانشناسان آینده، تیم کشوری ترویج دانش زبانشناسی با هدف کارآفرینی در این رشته و به واسطه تحرک این وبلاگ در فضای مجازی کشور تشکیل شد و فعالیت عملی خود را به فضای واقعی آورد تا سرانجام این وبلاگ به هدف خود رسیده باشد.
***************
کانال تلگرام https://telegram.me/linguists2b
صفحه فیسبوک https://www.facebook.com/linguists2b


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :