[Forwarded from تیم ترویج زبانشناسی ☘️ LPT (طلا اسلامی)]
☘️ریشه ی تمامی زبان های دنیا☘️

   هزاران زبان گفتاری در دنیا وجود دارد که می توان با رد تاریخی آن به ارتباط آنها با یکدیگر پی برد. (همه ی زبان ها شکل نوشتاری ندارند به همین منظور در این مقاله از اصطلاح زبان گفتاری  استفاده شده است)
مثال زیر را ببینید:
English/ Latin/ Greek/ Sanskrit
two        duo     dúo         dva
three     tres     treîs         tráyas

☘️ در فارسی: دو و سه؛ روسی: два (dva) و три (tri) ؛ فرانسه: deux (du) و trois (txua)☘️

با کشف  این الگوها، می توان زبان های متفاوت را در یک گروه از خانواده ی زبانی قرار داد.
سه خانواده ی مهم و اصلی در زبان وجود دارند:
1. خانواده ی زبان های هند و اروپایی (انگلیسی، آلمانی، زبان های اسلاوی مانند روسی، زبان های ایرانی مانند فارسی، هندی و...)
2. خانواده ی زبان های چینی_تبتی (ماندارین، تایلندی، برمه ای و...)
3. خانواده ی زبان های آفریقایی_آسیایی (مانند عربی، عبری، هوسایی، مصری و...)
خانواده ی زبان های اروپایی بزرگترین خانواده ی زبانی و سپس چینی_تبتی و درنهایت آفریقایی_آسیایی است.
چند شاخه ی کوچک دیگر نیز وجود دارند:
 4. زبان های استرونزیایی (Austronesian): شامل زبان‌های مالایی، فیلیپینو، باهاسا، ساموآ، مااوری و مالاگاسی می‌شود که در قارهٔ اقیانوسیه، کشورمالزی، سنگاپور، اندونزی و کشورهای اطراف اقیانوس هند به آن سخن می گویند.
5. شاخه ی زبان های تامیلی (Tamil):
زبان‌های کلاسیک دراویدی هستند. این زبان عمدتاً توسط تامیل‌ها در جنوب هندوستان و سری‌لانکا و در میان تامیل‌های مهاجر در کشورهای دیگر(به ویژه شبه جزیره مالایا) استفاده می شود.
 6. و شاخه ی ژاپنی و کره ای.

    فرضیه ی زبان بدوی یا مادری دنیا که از سوی پرفسور ژوزف گرینبرگ و همکارانش از دانشگاه استنفورد ارائه شد، بیانگر آن است که زبان مادری و بدوی دنیا  از آفریقا و در میان نخستین انسان های هوشمند (هومو ساپینس) رشد یافته است.
نقشه ی جهانی زبان مادری که آنها ارائه کردند، نشان می دهد که چطور هومو ساپینس ها در دنیا پراکنده شدند و زبانشان را با خودشان بردند.
زبانی که این پرفسور به آن زبان بدوی  یا مادری دنیا می گوید، در گذر زمان و به طور طبیعی به هزاران زبان گفتاری گوناگون منشعب شده است.

⬅️ برای اطلاعات بیشتر از زبان مادری یا اولین زبان دنیا به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.pbs.org/wgbh/nova/transcripts/2120glang.html


↩️ ترجمه از
 http://www.angmohdan.com/the-root-of-all-human-languages/





کم جمعیترین استان کشور در مرز غربی واقع شده است : ایلام. جهت شناخت بهتر زبانهای این استان لازم است در ابتدا در خصوص نام این استان نکاتی را مرور کنیم. نام ایلام در دوره پهلوی، پیرو سیاستهای این حکومت، به منظور تاکید بر باستانی بودن این ناحیه و قرار گرفتن آن در حوزه تمدنی عیلام باستان، بر آن نهاده شد هرچند البته حوزه مذکور در دوره باستان شامل بخشهایی از کشور عراق و استانهای خوزستان و لرستان ایران نیز میشده است. پیش از دوره پهلوی، استان ایلام به همراه استان لرستان، در قالب یک ولایت به نام ولایت لرستان شناخته میشده اند. هر چه در اعماق تاریخ پیش برویم نزدیکی بیشتری بین این دو استان میبینیم.
در دوره صفوی در کشور چهار ولایت یا حکومت خودمختار وجود داشته است. ولایت عربستان  مهمترین ولایت ایران به شمار می آمده است. دومین ولایت مهم  ولایت لرستان بوده، سومین ایالت مهم ایران گرجستان و چهارمین آن اردلان یا همان کردستان فعلی بوده است. ولایت لرستان در گذشته علاوه بر استانهای ایلام و لرستان، شامل استانهای مجاور آن در کشور عراق و بخشهایی از شمال استان خوزستان فعلی نیز بوده است.
سیاستهای پان عربیستی  صدام حسین در مهاجرت مردمانی که به زبانهای ایرانی سخن میگفتند از عراق به کشور ایران و مخصوصا استان ایلام بی تاثیر نبوده است. همچنین سیاستهای ضدشیعی این حکومت کمونسیتی سنی - بعثی سبب مهاجرت اعراب شیعه  به این ناحیه گشت.
ولایت لرستان به لحاظ اقلیمی متنوع بوده و از کوهستانهای سرد تا جلگه های گرم را شامل میشده است. به طور کلی ولایت لرستان تاریخی، در گذر زمان بین  دو کشور تقسیم شد. قسمتی از آن که در کشور عراق قرار دارد، قشلاق عشایر لرستان بوده ولی بیشتر آن در مرزهای ایران قرار داشته و به طور سنتی بخش شرقی آن که در مشرق رشته کوه کبیر کوه قرار دارد، لرستان پیشکوه و بخش غربی آن لرستان پشتکوه خوانده میشده است. استان ایلام فعلی به عبارتی همان لرستان پشتکوه است. بنابراین به لحاظ تاریخی مردمان دو سوی کبیرکوه هم سرشت و هم سرنوشت بوده اند.
پس از جنگ ایران و عراق و نابودی شهرهای این استان، مردم آن به استانهای دیگر کشور و به خصوص تهران مهاجرت کردند. متاسفانه به دلیل نابودی زیرساختهای این استان و سرعت کند بازسازی آن، روند مهاجرت از این استان همچنان ادامه دارد. به لحاظ زبانی، در جوامع کم جمعیت تغییران زبانی کندتر صورت میگیرند و ازین بابت بررسی زبانهای این استان میتواند حائز اهمیت باشد.
استان ایلام که به عروس زاگرس شهرت دارد، در امتداد رشته کوه کبیرکوه و در دامنه آن قرار گرفته و هر چه در آن به سمت مرزهای عراق پیش برویم آب و هوا گرمتر و معتدلتر میشود. این تنوع اقلیمی از دیرباز برای عشایر که شغل اصلیشان دامداری بوده است جذابیت داشته و به این سبب به لحاظ تاریخی و پیش از جنگ ویرانگر هشت ساله، استان ایلام میزبان جمعیتهای متنوع از سایر نقاط کشور از جمله کرمانشاه و خوزستان و همچنین کشور عراق بوده است.

به طور کلی در این استان گونه های مختلفی از زبانهای کردی، لوری، لکی و عربی رایج است. انواع رایج گونه های این زبانها در استان ایلام به ترتیب زیرند :

گونه های زبانهای کردی :
اول، کردی فِیلی (feyli) که بیشتر در مرکز استان رایج است و کردی ایلامی یعنی کردی شهر ایلام نیز خواند میشود و البته در دیگر مناطق مرکزی این استان نیز رایج است. دوم کردی کلهری که بیشتر در شمال این استان رایج است. متکلمان گونه های کردی در این استان در اکثریت جمعیتی هستند.

گونه های زبان لکی : بیشتر لکهای این استان در مناطق شمال شرقی آن و به ویژه بخش هلیلان ساکن هستند و به این واسطه میتوان آن را لکی هلیلانی نامید. از ویژگیهای این گونه ی لکی، تاثیرپذیری آن از کردی کلهری است. همچنین لازم به ذکر است که بین متکلمان گونه های کردی لوری و لکی در این استان درک متقابل وجود دارد. چنین درک متقابلی را بین لکها و کردهای استان کرمانشاه نیز میتوان مشاهده کرد ولی لکهای استان لرستان دست کم در اولین برخورد با متکلمان گونه های کردی ایلامی و کلهری، تباین بیشتری بین زبان خود و زبان کردهای این ناحیه میبینند و البته مشکلی در فهم متقابل ندارند. لرهای لرستان برخلاف لرهای ایلام، در درک گونه های کردی ایلامی با مشکل بیشتری مواجهند. البته کردهای این ناحیه در درک زبان لکی و زبانهای لری مشکل چندانی ندارند و میتوان گفت درجه ی این فهم متقابل به سمت کردها سنگینی میکند. فهم متقابل در قبال زبان لکی در بین مردم لور و کرد این ناحیه بیشتر از فهم متقابل گونه های کردی است. همچنین علاوه بر گونه ی لکی هلیلانی، در جنوب استان ایلام به عنوان مثال در دره شهر، گونه های دیگری از لکی رایج است.

گونه های زبانی لوری : به طور سنتی، کردهای دیگر مناطق کشور و کردهای ترکیه، کردها، لورها و لکهای استان ایلام را لور میدانند. منظور این دسته از مردم کرد از اصطلاح لور، لور بعنوان بخشی از مردم کرد یا ملت کرد است و با تعریف رایج در ایران متفاوت است. در واقع منظورشان از لور، همان کرد فیلی است. در اینجا ممکن است پژوهشگران به اشتباه بیفتند. کردهای مناطق شمالی، نه تنها کردهای ایلام، بلکه تمامی قسمتهای لک نشین و لرنشین ایران و عراق را، لور به حساب می آوردند. و همانطور که ذکر شد منظورشان از لور، همان کرد فیلی است و به این جهت در باور آنها مردم لور، کرد محسوب میشوند. ولی این باور بین مردم کرد ایلام وجود ندارد و تلقی آنها از لور، مردمی است که به گونه هایی از زبان لوری یا همان گویشهایی از زبان فارسیست صحبت میکنند. با این حال به سبب مجاورت لورهای ایلام با گویشوران لک و کرد، گونه های لوری استان ایلام بسیار متاثر از واژگان این زبانهاست. گویشوران این زبانهای لوری، به طیف متنوعی از گونه های لوری تلکم میکنند که شباهت زیادی به لوری خرم آبادی دارند. بیشتر لورهای ایلام در مناطق جنوبی و شرقی این استان ساکنند. سرزمین عراق از دیرباز و تا پیش از دوره تیموریان جزئی از کشور تاریخی باستانی ایران شناخته میشده است و به همین سبب است که در دو سوی مرزهای این دو کشور میتوان مردمان عرب، لک، لور و کرد را بازشناخت. جمعیتهای لک و لور در عراق به سبب هژمونی گونه ی سورانی زبان کردی تحت نام کلی ملت کرد شناخته میشوند و در بررسی زبانهای لکی و لوری توجه پژوهشگران به این نکته حائز اهمیت است.

گونه های عربی : اعراب ایلام، در جنوب این استان ساکن هستند و گونه های زبانی آنها شباهت زیادی به گونه های زبان اعراب خوزستان و عراق دارد. به لحاظ تاریخی اعراب مناطق غربی کشور بومی این منطقه محسوب میشوند و تلقی این اعراب به عنوان اعراب مهاجر منطقی به نظر نمیرسد، زیرا در دوره های باستانی نیز سابقه حضور در این ناحیه را دارند.


این مطلب را در سال 1383 استاد عزیزم ارسلان کهنموئی پور نوشته اند که در اینجا بازنشر میشود :

به هنگام مکالمه به زبان انگلیسی از کدام یک از دو واژه‌ی فوق برای اطلاق به زبان فارسی استفاده می‌کنید؟ آیا برای انتخاب خود دلایل روشنی دارید؟

بدون شک کاربرد واژه‌یِ  Farsi در دو دهه‌ی اخیر و به ویژه در چند سال گذشته رشد روزافزونی داشته است، چه در میان ایرانیان مقیم آمریکایِ شمالی و چه در میان غیر فارسی زبانان. اما زبان شناسان ایرانی‌ مقیم آمریکایِ شمالی، بر حسب اطلاع نگارنده، به اتفاق واژه‌ی Persian را ترجیح می دهند. (یارشاطر [۱] ۱۹۹۲، قمیشی [۲] ۱۹۹۶، تلطف [۳] ۱۹۹۷). دلایل اصلی‌ىِ این انتخاب به زعم نگارنده به قرار زیر است:

کاربرد واژه‌ی Persian در متون غربی برای اطلاق به زبان فارسی قدمتی دیرینه دارد، به طوری که صورت‌های قدیمی‌تر زبان فارسی یعنی فارسی‌ىِ باستان (تا حدود قرن سوم قبل از میلاد) و فارسی‌ىِ میانه (قرن سوم قبل از میلاد تا قرن نهم میلادی) به ترتیب Old Persian و Middle Persian نام گرفته‌اند. فارسی‌ىِ‌ نوین که بیش از هزار سال عمر دارد زبان شاعران شهیری چون مولوی، خیام، حافظ و فردوسی است. زبان این بزرگان در متون انگلیسی از چند صد سال پیش به عنوان Persian شناخته شده است. واژه‌های Persian Literature و Persian Poetry برای اطلاق به ادبیات و شعر فارسی کاملا جا افتاده‌اند. با به کار بردن واژه‌ی Farsi این زبان از پیشینه‌ی تاریخی‌اش جدا می‌شود، گو این که زبانی است نوظهور [۴]. گذشته از این، زبان فارسی علاوه بر این که زبان رسمی‌ىِ کشور ایران است، یکی از زبان‌های اصلی‌ىِ دو کشور دیگر منطقه یعنی افغانستان و تاجیکستان می‌باشد. اختیار سه واژه‌ی متفاوت برای اطلاق به این سه گونه‌ی زبانی، شنونده را دچار این باور غلط می کند که این سه، زبان‌هایی متفاوت هستند. در حالی که سخنوران این سه گونه‌ی زبانی کلام یکدیگر را درک می کنند و به این لحاظ این از دیدگاه زبان شناسی این‌ها به عنوان سه گویش زبان فارسی شناخته شده‌اند. فارسی (Persian) را برای اطلاق به زبان ایرانیان به کار می‌برند و برای فارسی سخنوران افغان و تاجیک به ترتیب واژه‌های فارسی‌ىِ دَری (Dari Persian) و فارسی‌ىِ تاجیکی (Tajiki Persian) استفاده می‌شود.
این که یک کشور به لحاظ پیشینه‌ی تاریخی نام یک زبان را به یدک می کشد پدیده‌ی غریبی نیست. به عنوان نمونه زبان انگلیسی زبان مردم انگلستان و همچنین مردم کشورهای امریکا، کانادا، استرالیا و ... می‌باشد و یا اسپانیولی (Spanish) زبان مردم اسپانیا، آرژانتین، کلمبیا و ... می‌باشد. از طرف دیگر استفاده از واژه‌های متفاوت برای اطلاق به یک زبان در زبان‌های مختلف امری عادی است. نمونه‌ها بی‌شمارند! آیا تا به حال شنیده‌اید که یک فرانسوی زبان به هنگام مکالمه به زبان انگلیسی، زبان مادری‌اش را Francais (به جای French) معرفی کند و یا یک آلمانی زبان، زبان‌اش را Dentsche (به جای German) بنامد؟ چه تفاوتی بین زبان فارسی و این زبان‌ها وجود دارد؟ چرا با به کار بردن  واژه‌ی Farsi این زبان را به یک زبان محلی تقلیل دهیم و پیشینه‌ی تاریخی‌اش را منکر شویم؟

نکته‌ى آخر این که واژه‌ى Persian معادل انگلیسی ى واژه ى "فارسی" است : Persia معادل "فارس" است که پسوند an معادل پسوند صفت‌ساز (یا نسبی‌ىِ) فارسی ، -ی ، به انتهای آن افزوده شده است [۵] . طبیعی است که به هنگام مکالمه به زبان انگلیسی ترجیح بر این است که از واژه‌های انگلیسی استفاده کنیم: book برای کتاب، table برای میز و Persian برای فارسی.

منابع :
۱- احسان یارشاطر، زبانی نوظهور، ایران شناسی، سال چهارم، شماره ۱، بهار ۱۹۹۲
۲- ژیلا قمیشی، مقدمه، مجله‌ی زبان شناسی کانادا، شماره ویژه‌ی نحو زبان‌های ایرانی، شماره ۴۶ (‍۱/۲‌) سال ۱۹۹۶
۳- کامران تلطف، Persian یا Farsi، تارنمای ایرانیان، ۱۹۹۷
۴- اشاره به عنوان مقاله‌ی احسان یارشاطر
۵- پیشینه‌ی تاریخی پسوند نسبی‌ىِ "-ی" مورد نظر نمی‌باشد.


مائوریتزیو گارزونی، مبلغ مسیحی دومنیکن ایتالیایی، در 1762 میلاد برابر 1141 شمسی، مقارن با حکمرانی کریمخان زند در ایران، به شهر موصل کردستان که در آن زمان تحت حاکمیت امپراطری عثمانی بود وارد شد. وی دو سال بعد به العمادیه در ناحیه بادینان عزیمت و به مرور داده های کردی خود را ثبت کرده و سرانجام در 1878 کتاب دستور زبان و واژگان کردی را در رم منتشر کرد. با توجه به قدمت 250 ساله داده های این کتاب و نیز  دوره زمانی خاص آن بی شک این اثری مهم در تاریخ زبانشناسی ایرانی و زبانشناسی کردی است که به دست ما رسیده .

در اینجا متن اصلی این کتاب که به زبان ایتالیایی است از سایت فرهنگستان زبان کردی برای دانلود در دسترس است. از دوستانی که اطلاعات بیشتری از این کتاب دارند، از جمله ترجمه های آن و یا ارجاعاتی که به آن شده، درخواست میشود در اینجا دانسته های خود را به اشتراک بگذارند.



در ادامه ی پست اخیر وبلاگ که در مورد اصطلاحات گویش شناختی بود : بسیار پیش آمده که دانشجویان زبانشناسی ، زبانشناسی جغرافیایی را با گویش شناسی اشتباه بگیرند و با همین اشتباه ساده است که آن را بخشی از زبانشناسی اجتماعی قلمداد کنند. تفاوتهای ظریفی بین این سه شاخه ی علمی وجود دارد که لازم است به آن توجه شود. با این حال میتوان با کمی اغماض گویش شناسی را بخشی از زبانشناسی اجتماعی دانست. ولی زبانشناسی جغرافیایی حرفهایی دارد که دست کم در مقطع ارشد به آن پرداخته نمیشود. در اینجا توجه شما را به یک مقاله ی کلاسیک از مک دیوید و اوکین که تفاوت این حوزه ها را بررسی کرده است جلب میکنم : SOCIOLINGUISTICS AND LINGUISTIC GEOGRAPHY


در شامگاه 24 دی 1375 ، دستانی پلید  با قساوتی ددمنشانه جان پاک انسانی شریف و دانشمندی بی همتا را فسرد. انگیزه کشتن استاد احمد تفضلی متخصص زبانهای باستانی دانشگاه تهران هیچگاه مشخص نشد، اما بی گمان ماه پشت ابر نخواهد ماند و روزی حقیقت آشکار خواهد شد. به امید آنکه کم حافظه نباشیم و همیشه در پی حقیقت باشیم. ولو به قیمت جان شیرین.





" بررسی ساخت هجا و اصل توالی رسایی در زبان فارسی باستان " عنوان مقاله ای از دو استاد دانشگاه تربیت مدرس، دکتر آقاگلزاده و دکتر کرد زعفرانلو است.

چکیده

این تحقیق به بررسی واج آرایی زبان فارسی باستان بر اساس خوانش کتیبه ها از کنت (١٩٥٣) و مشخص کردن ساخت هجایی مجاز در این زبان می پردازد. همچنین به بررسی «اصل توالی رسایی» و چگونگی تبعیت واژگان این زبان از این اصل درخوشه های همخوانی آغازه و پایانه هجا پرداخته می شود. به عبارت دیگر، ساخت هجا در زبان فارسی باستان چگونه است؟ همچنین آیا اصل سلسله مراتب رسایی در این زبان در ساخت هجا رعایت می شود؟ برای پاسخ به این سوالات، ابتدا تمامی توالی های همخوانی موجود در آثار مربوط به فارسی باستان در آغاز، میان و پایان واژه ها، بدون در نظر گرفتن تقطیع هجایی، شناسایی و استخراج شده اند و سپس بر اساس اصول مربوط به هجابندی، خوشه های موجود در هجا ها شناسایی شده و با اصل توالی رسایی مطابقت داده شده اند. بررسی خوشه های آغازی و میانی نشان می دهد که ساخت هجا در این زبان به صورت(c)(c)(c)v(c)(c)  است و اصل سلسله مراتب رسایی در همه داده ها رعایت شده، به جز زمانی که یکی از دو همخوان s و ŝ در ابتدای هجا به عنوان عضو اول خوشه حضور داشته باشد. به علاوه، به دلیل وجود پایانه های صرفی در انتهای کلماتی چون فعل، اسم و صفت، خوشه های همخوانی در پایان واژگان این زبان دیده نمی شود.

برای دانلود این مقاله اینجا راکلیک کنید


از 1000 تا 700 پیش از میلاد مسیح دوره ی رواج زبان ایرانی باستان است و از آن پس به صورتهای مختلفی تحول پیدا کرد. از این زبان چیزی حتی در حد یک کلمه هم باقی نمانده است. گویشهای این زبان که مدارکی از آنها در دسترس هست و از آنها به عنوان زبانهای ایرانی باستان نام برده میشود عبارتند از : فارسی، اوستایی، پهلوی، مادی و سکایی. بی گمان علاوه بر اینها گویشهای دیگری نیز از زبان ایرانی باستان منشعب شده اند چون در دوره ی میانه ی زبانهای ایرانی زبان سغدی و در دوره جدید زبان بلوچی را داریم که به لحاظ ملاحظات زبانشناختی نمیتوان آنها را از پنج زبان مذکور منشعب دانست. از زبانهای سکایی، مادی و پهلوی باستان جز چند واژه که اکثرا اسم خاص هم بوده اند و در متون زبانهای باستانی و میانه ی دیگر باقی مانده اند، اثری نمانده است. البته در دوره ی میانه آثار قابل اعتنایی از زبان پهلوی میانه باقی مانده است. زبان اوستایی زبان فرقه ی مذهبی حکومتی زرتشتی بوده و جز آثار کهن اوستا، مدرکی دیگر از آن در دست نیست و به تدریج پس از حمله اسکندر زوال این زبان آغاز شد به نحوی که در اواخر دوره میانه به زبانی مرده تبدیل شد و فقط در متون مذهبی کاربرد داشت.

زبان فارسی باستان از طریق رسمیت یافتن در امپراطوری داریوش بزرگ هخامنشی گسترش پیدا کرد و آثار آن از طریق کتیبه ها ی باستانی به ما رسیده است. این زبان در دوره ساسانی و در دوران میانه ی خود باز هم رسمیت یافت و از آنجایی که مذهب زرتشتی از سوی حکومت ساسانیان تبلیغ میشد و زبان اوستایی هم خاموش شده بود تبدیل به زبان تبلیغ این مذهب شد. علاوه بر آن فارسی میانه مورد استفاده مانویان و مسیحیان ایران هم قرار گرفت و آثار قابل توجهی از آنها باقی مانده است. همچنین کتیبه های ساسانی فراوانی از این زبان در دست هست. نام دیگر فارسی میانه، پهلوی ساسانی بوده و نام دیگر پهلوی میانه پهلوی اشکانی است. پس از ورود اعراب به ایران پهلوی اشکانی یا همان پهلوی میانه خاموش شد ولی پهلوی ساسانی یا همان فارسی میانه پابرجا ماند و در عصر اسلامی و عصر جدید توسط حکومتهای ایرانی و غیر ایرانی رسمیت یافت.


منبع : تاریخ زبان فارسی، پروفسور محسن ابوالقاسمی، سمت، تهران 1389


متاسفانه بین جامعه دانشگاهی و روشنفکری کشور بررسی مسائل نژادی و قومی یک تابو محسوب میشود. علت اینکه چرا تابو هستند در ایران را نمیخواهم باز کنم. اما میتوانم لزوم انجام پژوهشهای قومی و نژادی مرتبط با رشته خودم را مطرح کنم. به طور خلاصه فقط دو مثال کوتاه میزنم.

زبان و مسائل نژادی
زبانشناسی پیش و بیش از اینکه یک رشته ی علوم انسانی باشد یکی از علوم طبیعی محسوب میشود. بررسی روند مهاجرتهای تاریخی بشر که در علوم تکامل و باستان شناسی حائز اهمیت است یکی از کلیدهای خود را در دست زبانشناسان میبیند. بدون بررسیهای ژنتیکی گویشوران زبانهای مختلف نمیتوان بررسیهای زبانی را برای این منظور خاص آماده کرد. همچنین مسائل مرتبط با منشاء و تکامل زبان به نحوی با این قبیل پژوهشها مرتبط میشوند. البته زبانشناسان قرار نیست به دنبال ژنوم گروه خاصی باشند، بلکه آنها باید ارتباط بین گروههای نژادی و زبان آنها را شناسایی کنند.

زبان و مسائل قومی
بررسیهای جامعه شناسی زبان که در علوم اجتماعی مطرحند و همینطور بررسیهای زبانشناسی اجتماعی نظیر گویش شناسی اجتماعی و گویش شناسی جغرافیایی، بررسی مسائل زبانی و فرهنگ و مسائل قوم نگاری، همه به نحوی با مساله ی زبان درگیرند و از یافته های زبانشناسی استفاده میکنند.

کشورهای پیشرفته ی دنیا برای برنامه ریزی مسائل اجتماعی خود به تحقیقات فوق نیازمندند و از آنها استفاده میکنند. در حالیکه در کشور ما اصولا جامعه دانشگاهی اعتقادی به پژوهش در این مسائل ندارد و بلکه به بهانه های غیرمنطقی از انجام آنها سر باز میزند. همین میشود که مدتهاست بررسیهای تاریخ و فرهنگ خود را از روی دست خارجیان کپی میکنیم.

از ماست که بر ماست


عکس زیر را خانم سلیمانی، دانش‌آموخته‌ی زبان‌شناسی از همدان و در  آرامگاه استر و مردخای گرفته‌اند و پرسیده‌اند این علائم چه معنایی دارند. برای من هم جالب است بدانم چه خطی است و چه نوشته و اگر عبری است عبری جدید است یا قدیم. اگر کسی از دوستان اطلاع دهد خوشحال میشوم در اینجا بنویسند.



مدتی پیش به یکباره و راحتت کنم، همینجوری یهویی یه خبری منتشر شد که بنیاد ایرانشناسی میخواد یه همایش به نام همایش بین المللی «کردی، زبان ایرانی» برگزار کنه. هرچقدم این ور و اونور پرسیدیم و دنبال خبری ازش بودیم هیچ اثری پیدا نکردیم جز یه مصاحبه که خیلی گنگ بود و خبر از برگزاری این همایش در کرمانشاه در فصل پاییز میداد. منم ناامید شدم از پیدا کردن خبری از همایش. حالا یا اطلاعات ما ضعیف بوده یا خوب اطلاع رسانی نشده و یا کلا این همایش قرار بوده یهویی معرفی بشه. حالا تهش قراره چی از آب دربیاد خدا میدونه. امیدوارم خوب شه. اینطور که پیداست بنیاد ایرانشناسی خیلی به این همایش امیدواره. خودشون که میگن بزرگترین همایش زبانشناسی طول تاریخ کشوره ! ما که بخیل نیستیم. ایشالا که همینه. اینم یکی از انتقاداتی هست که از انجمن زبانشناسی "ایران" دارم. که چطور یه بنیاد عریض و طویل مثل ایرانشناسی میاد یه همایش "زبانشناسی" به عظمت کل تاریخ "ایران" برگزار میکنه اما شما حتی یه کلمه ازش به ما نمیگی. بعله. لابد همایش فقط همایش انجمن قراره باشه. شایدم این همایش قراره همایشه ازمابهترون باشه. ولی خب دست کم میگفتید مال از ما بهترونه. یه خبری چیزی خوش انصاف. دست کم با موتور گازی هم که شده خودمونو به کرمونشا میرسوندیم که ازین همایش عظیم بی بهره نشیم، شده در حد این بروشور مجانیا که میدن هم ازش غنیمت ببریم. ما که اهل علم نیستیم. فقط شما عالمید. شایدم بگید که شما هم مثل من بی خبر بودید که اون دیگه عذر بدتر از گناهه. انجمن زبانشناسی "ایران" ندونه بنیاد " ایرانشناسی" همایشی در مورد "زبانشناسی" اونم در مورد یه "زبان ایران"ی میخواد برگزار کنه. من همه احتمالات رو گذاشتم کنار هم و به این نتیجه رسیدم که کلا ماها، یعنی من و خودم، جزء آمار جمعیت "ایران" حساب نمیشیم. یعنی نه اینکه نشیم، نوشته میشیم ولی خونده نمیشیم. مثل حروف والی !

خلاصه امشب خیلی اتفاقی خبر این همایش رو دیدم و خوندم. حتما بخونید این خبر رو، خیلی جالبناکه :

خبرگزاری کردپرس _ سرویس فرهنگی: همایش بین المللی «کردی، زبان ایرانی» روزهای 21 ، 22 و 23 مهرماه آینده به میزبانی کرمانشاه برگزار می شود.

رئیس شعبه بنیاد ایران شناسی در کرمانشاه در گفتگو با خبرنگاران ضمن اعلام این مطلب افزود: محل برگزاری همایش «کردی، زبان ایرانی» احتمالاً «هتل پارسیان» کرمانشاه است. هماهنگی ها و برنامه ریزی های لازم برای برگزاری این همایش انجام گرفته است. البته در حال برنامه ریزی برای برگزاری این مراسم در «کاروانسرای عباسی» بیستون نیز هستیم و اگر برخی مرمت های ضروری انجام شود از این مکان زیبای تاریخی برای برگزاری همایش بهره خواهیم گرفت.

دکتر سیدضیاءالدین خرمشاهی در ادامه به تشریح برنامه هایی که قرار است در این همایش بین المللی برگزار شوند پرداخت و اظهار داشت: در مراسم افتتاحیه پس از سخنرانی حضرت آیت اله خامنه ای ریاست عالی بنیاد، سه نفر از رؤسای کرسی های زبان شناسی بین المللی از سه قاره مختلف به سخنرانی می پردازند. بعد از مراسم افتتاحیه چندین کارگاه تخصصی در حوزه های مختلف آغاز به کار می کنند و اساتیدی که به این همایش دعوت شده اند مقالاتشان را در این کارگاه ها عرضه خواهند کرد. این کارگاه های علمی دو روز ادامه خواهند داشت و در روز سوم که به مراسم اختتامیه اختصاص دارد چهره های شناخته شده عرصه زبانشناسی به سخنرانی خواهند پرداخت.

وی همچنین عنوان کرد: در حاشیه این همایش چندین نمایشگاه با موضوعات فرهنگ کردی، مردم شناسی و اسناد تاریخی برگزار می شود. در کنار این ها جلسات متعدد شعر خوانی کردی خواهیم داشت. همچنین برنامه هایی نیز برای ارایه موسیقی اصیل و مقامی کردی برگزار می شود.

یک همایش بزرگ در ابعاد بین المللی

رئیس شعبه بنیاد ایران شناسی در کرمانشاه در ادامه سخنانش با اشاره به ابعاد گسترده همایش «کردی، زبان ایرانی» گفت: شاید در حوزه زبان شناسی تاکنون در کشور هیچ همایشی در این ابعاد برگزار نشده است. 35 زبانشناس از اقلیم کردستان عراق و کشورهای مختلف دنیا مانند ترکیه، آمریکا، فرانسه، آلمان، سوئد، روسیه، ارمنستان، آذربایجان، دانمارک در حوزه های مختلف زبانشناسی در این همایش حضور خواهند یافت. در میان این میهمانان رئیس کرسی زبان شناسی دانشگاه سوربن فرانسه نیز حضور دارد، کسی که هفت اثر مکتوب در مورد گویش کردی کرمانشاهی دارد. همچنین 200 میهمان از دانشگاه های مختلف کشور داریم که در میان آن ها اساتید برجسته ای از استان های ایلام، کرمانشاه، خراسان شمالی، کردستان و آذربایجان غربی حضور دارند.

خرمشاهی در همین زمینه ادامه داد: تعدادی از میهمان ما را علاقه مندان به زبان و ادبیات کردی تشکیل می دهند؛ کسانی که از میان اساتید و دانشجوایان و علاقه مندان به این عرصه انتخاب خواهند شد. بخشی از میهمانان را نیز فرهیختگان گمنام استان کرمانشاه تشکیل می دهند افرادی که در شهرها و روستاهای مختلف برای این حفظ و ثبت این فرهنگ کار و تلاش کرده اند و این عرصه ای است که ما آن ها را به جهانیان معرفی کنیم.

بنیادی در خدمت تاریخ و فرهنگ ایران زمین

این فعال فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خویش به معرفی بنیاد ایرانشناسی به عنوان برگزار کننده این همایش پرداخت و اظهار داشت: بنیاد ایران شناسی یکی از بنیادهای وابسته به نهاد ریاست جمهوری است. بنیاد ایرانشناسی در 4 حوزه «فرهنگی و تاریخی»، «زبانی»، «جغرافیایی» و «ایران در منظر تعاملات جهانی» به تحقیق و پژوهش پیرامون مسایل فرهنگی می پردازد و بر اساس آنچه که در اساسنامه مصوب 1376 بنیاد آمده است هرگونه فعالیت ایرانشناسانه - به ویژه در این چهار حوزه - باید در این «بنیاد» متمرکز شود.

سیدضیاءالدین خرمشاهی در ادامه افزود: اولین رئیس بنیاد ایرانشناسی زنده یاد دکتر حسن حبیبی بودند که در دوران مدیریت خویش تلاش های فراوانی در جهت اعتلای فرهنگ ایران انجام دادند. بعد از رحلت ایشان سکان هدایت این موسسه مهم به دست حضرت آیت اله سیدمحمد خامنه ای سپرده شده و ایشان نیز طی این سال ها با اهتمام بیشتری به فعالیت در این عرصه پرداخته اند.

وی سپس با اشاره به تشکیل جلسات منظم و فشرده پیرامون برگزاری هر چه باشکوه تر این همایش، در ادامه عنوان کرد: از هفته اول اردیبهشت ماه تاکنون جلسات شورای «اجرایی» و «علمی» همایش «کردی، زبانی ایرانی» به طور منظم و در روزهای یکشنبه هر هفته در دفتر مرکزی بنیاد ایرانشناسی برگزار می شود تا این همایش در بالاترین سطح کیفی برگزار شود و هم اکنون هیئت علمی همایش در حال بحث و رایزنی پیرامون موضوعات مختلف این همایش است. دبیرخانه همایش در تهران نیز با همکاری «وزارت امورخارجه» و «سازمان ارتباطات اسلامی» و «یونسکو» شروع به شناسایی تمام کسانی کرده است که در هر کجای دنیا در زمینه زبان و ادبیات کردی تلاش هایی انجام داده اند و آثار مکتوبی را از خود به جا گذاشته اند.

«کرمانشاه» شهر برگزیده برای میزبانی همایش

رئیس شعبه بنیاد ایران شناسی در کرمانشاه در ادامه به تشریح زمینه ها و ضرورت های برگزاری این همایش پرداخت و گفت: یکی از برنامه های مصوب بنیاد ایرانشناسی در سال 93 پرداختن به زبان های ایرانی است. در همین زمینه سلسله همایش هایی در نظر گرفته شده است که در هر همایش به شکلی کاملاً علمی و تخصصی به یکی از زبان های ایرانی پرداخته می شود. به پیشنهاد شعبه ایرانشناسی در کرمانشاه اولین همایش به «زبان کردی» اختصاص یافت و امتیاز بسیار ارزشمند برگزاری این همایش به کرمانشاه داده شد.

خرمشاهی در ادامه اظهار داشت: بنیاد بین المللی «یونسکو» به عنوان بازوی فرهنگی سازمان ملل سال هاست مشغول رصد کردن وضعیت زبان ها در دنیاست. در گزارش اخیر «یونسکو» آمده است در ایران 25 زبان وجود دارد که از این تعداد 3 زبان منقرض شده، 7 زبان در حال انقراض است و زبان های دیگر نیز از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نیستند. نکته مهم اینکه متأسفانه در این تحقیق یونسکو «زبان کردی» -که جزو زبان های ایرانی است - را به درخواست کشور ترکیه جزو حوزه زبان های عثمانی قرار داده است. در حالیکه زبان «پشتو» که در افغانستان است به درستی جزو حوزه زبان های ایرانی قلمداد شده است. وجود چنین دغدغه هایی که بسیار جدی هستند، هیئت امنا و شورای پژوهشی بنیاد ایرانشناسی را مجاب کرد اولین همایش از سلسله همایش های زبانشناسی به «زبان کردی» اختصاص داشته باشد.

کردها هر کجا که باشند ایرانی هستند

این فعال فرهنگی در ادامه با اشاره با تاکید بر این واقعیت که «کرد» یکی از عناصر هویت بخش فرهنگ ایرانی است، در دنباله صحبت هایش افزود: به لحاظ تاریخی تا پیش از نبرد «چالدران» تمامی قسمت هایی که امروزه از آن به عنوان کردستان ترکیه و عراق نامبرده می شود بخشی از قلمرو ایران بوده اند. نکته مهم دیگر اینکه کردهای ساکن کشورهای همسایه هنوز به لحاظ عاطفی خود را متعلق به ایران می دانند.

وی همچنین عنوان کرد: یکی از شخصیت های کرد ساکن ارمنستان در این زمینه می گفت ما به لحاظ تابعیت ارمنی هستیم ولی به لحاظ فرهنگی ایرانی هستیم. همچنین بزرگترین رهبران کرد مانند مرحوم ملامصطفی بازرانی بارها گفته هر جا که کرد باشد آنجا ایران است. در واقع «کرد» به لحاظ تاریخی، تمدنی و زبانی یک پیوند ناگسستنی با ایران دارد. زبان کردی و زبان فارسی باعث هم افزایی و غنای یکدیگر شده اند و این دو باید همیشه در کنار هم باشند. 

تشریح اهداف و محورهای همایش

دکتر خرمشاهی در بخش دیگری از سخنانش به معرفی اهداف این همایش پرداخت و گفت: اهدافی که این همایش در نظر دارد به آن ها دست پیدا کند عبارتند از: «حفظ قوت و اصالت زبان کردی به عنوان یکی از ارکان هویت ملی ایران و زبان دوم بومی ایران و حامل فرهنگ ایرانی»، «پروردن زبانی مهذب و رسا برای اندیشه های علمی و ادبی و ایجاد انس با مآثر معارف تاریخی در نسل کنونی و نسل های آینده؛ و استفاده از منابع مکتوب قدیمی به زبان کردی»، «رواج زبان و ادبیات کردی و گسترش حوزه و قلمرو آن در داخل و خارج کشور» و «ایجاد نشاط و بالندگی در زبان کردی به تناسب مقتضیات زندگی و پیشرفت علوم و فنون بشری با حفظ اصالت آن»، «جلوگیری از انقراض زبان کردی» و «پیشگیری از تصاحب این میراث عظیم ملی توسط بیگانگان.»

وی در ادامه خاطرنشان کرد: متأسفانه برخی افراد با ساده انگاری عنوان می کنند هیچ خطری زبان کردی را تهدید نمی کند و این زبان اصلاً در خطر انقراض نیست. برای رد این ادعا یک نمونه کاملاً آشکار را بیان می کنم؛ در گذشته بسیاری از خانواده های کرمانشاهی پدر و مادرها با هم «کردی» صحبت می کردند و با فرزندانشان فارسی سخن می گفتند و نسل ما دیگر هیچگاه با فرزندانمان کردی صحبت نکردیم. برای انقراض یک زبان ما نیازمند یک دوره 300 ساله نیستیم بلکه تنها با عوض شدن دو نسل یک زبان از بین می رود. متأسفانه در دوران پهلوی بیگانگان تفکر غلطی را در این کشور رواج دادند که صحبت کردن به «زبان محلی» به معنی «دهاتی بودن» است و «دهاتی بودن» یک ضد ارزش است!

رئیس شعبه بنیاد ایران شناسی در کرمانشاه سپس به توصیف محورهایی که برای طرح در این همایش در نظر گرفته شده اند پرداخت و اظهار داشت: این محورها که در شورای علمی و اجرایی همایش به تصویب زبانشناسان مطرح کشور رسیده است، در چند حوزه تقسیم بندی شده اند. در حوزه زبان کردی مباحثی مانند «آوا شناسی تاریخی»، «صرف و نحو تاریخی»، «آواشناسی امروزی»، «زبانشناسی اجتماعی در حوزه زبان کردی»، «گویش شناسی» و «ادبیات عامه» مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت. همچنین در این بخش «تاریخ ادبیات کردی در حوزه کودک و نوجوان» و «ادبیات عامیانه کردی» مورد کند و کاو قرار خواهد گرفت.
در قسمت ادبیات عامیانه به آثاری پرداخته می شود که متاسفانه در حال از میان رفتن هستند و اگر تلاش های دلسوزانه برخی علاقه مندان برای گردآوری ضرب المثل ها و ترانه های کردی نبود شاید الآن ما چیزی در دست نداشتیم.

همایشی با دست آوردهای چشمگیر

خرمشاهی با ذکر این نکته که خروجی ها و دست آوردهای همایش «کردی، زبان ایرانی» از پیش مشخص شده اند عنوان کرد: یکی از این دست آوردها مطرح کردن «کرمانشاه» به عنوان کانون فرهنگ و ادب کردی و خاستگاه و آوردگاه زبان کردی است. در کنار این ها یک دبیرخانه دایمی زبان کردی در کرمانشاه تشکیل خواهد شد که پس از کسب مجوزهای قانونی در راستای تأسیس فرهنگستان زبان و ادب کردی اقدام خواهد کرد. دایر شدن چنین فرهنگستانی باعث جلب و جذب تمامی علاقه مندان به زبان و ادبیات کردی به کرمانشاه می شود و هر کس در هر جای دنیا بخواهد درباره زبان و ادبیات کردی به تحقیق و پژوهش بپردازد ناچار خواهد بود به مرکز نیز مراجعه کند.

وی ادامه داد: همچنین امیدوار هستیم یکی از خواسته های مردم استان های کردنشین یعنی تاسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه ها جامه عمل بپوشانیم. در صورت دایر شدن چنین رشته ای در کرمانشاه تمامی علاقه مندان به تحصیل در زبان کردی از کردستان عراق، سوریه، ترکیه و دیگر استان های کردنشین به کرمانشاه خواهند آمد.

این فعال فرهنگی کرمانشاهی یکی دیگر از اهداف این همایش را نجات گویش کردی کرمانشاهی و کلهری از دست کسانی که این گویش ارزشمند را در برنامه های فکاهی به سخره می گیرند؛ قلمداد کرد و اظهار داشت: بارها دیده ایم هرگاه بحث لوده گری پیش می آید برخی رسانه های تصویری از زبان کردی استفاده می کنند. در حالی که ما افراد بسیار فرهیخته ای داریم که می توانند تاریخ، فرهنگ و ادبیات را با این زبان بیان کنند و یا شاعران بسیار خوبی داریم که اشعار بسیار زیبایی را با گویش کردی کرمانشاهی و کلهری سروده اند و می توانند آن را در برنامه های مختلف تلویزیونی ارایه دهند.

همایشی که می تواند نام کرمانشاه را ماندگار کند

رئیس شعبه بنیاد ایران شناسی در کرمانشاه در بخش پایانی سخنانش عنوان کرد: این همایش در صورت موفقیت می تواند نام کرمانشاه را تا سالیان سال به عنوان قطب فرهنگ کردی ثبت کند و اگر ضعیف برگزار شود شاید آخرین تلاش در این زمینه باشد. بنابراین از فرهیختگان و علاقه مندان کرمانشاهی می خواهم به دور از هرگونه پیش داوری در جهت برگزاری هر چه باشکوه تر این همایش تلاش کنند. این کار بزرگ تنها با همت دسته جمعی علاقه مندان موفق می شود.

خرمشاهی همچنین اظهار داشت: از تمامی علاقه مندان به زبان و فرهنگ کردی درخواست می کنم هر پیشنهادی و  راهکاری برای برگزاری بهتر این همایش دارند را به دبیرخانه کرمانشاه واقع در خیابان گمرک جنب سربازخانه شهری اعلام کنند. منتظر حضور علاقه مندان در جلسات همفکری و هم اندیشی این بنیاد هستیم. فراخوان مقاله برای این همایش نیز هفته آینده از طریق سایت ها منتشر می شود و عزیزانی که در این حوزه دارای آثار مکتوب هستند هرچه زودتر آن ها را به این بنیاد تحویل دهند.

تاریخ: ۱۳۹۳/۴/۱۳    منبع خبر





این خانه در یکى از برج هاى تپه امانیه، از ازدحام صدا و هیاهو ما را مى برد تا سکوت، تا گذشته هاى دور، تا ریشه ها، زبان هاى باستانى و کتیبه ها. مى رساند به بانوی کهنسالی که تنهایى اش را حتماً این قاب عکس هاى قدیمى و دل مشغولى این خطوط پر مى کند ، خطوطى که مى بینیم و نمى فهمىم؛ ولى مى شناسیمشان، چرا که گذشته ما هستند و از تاریخ ما حکایت دارند. حالا اینجا بانوی پیر، اگر سوى چشم ها بگذارد، هر روز ما را به عمق ریشه هاى تاریخى و فرهنگى مان نزدیکتر مى کند . دراین سن و سال، حافظه چنان یارى اش مى کند که ریز به ریز خاطراتش را به یاد مى آورد و هر از گاهى صداى خنده اش در خانه طنین انداز مى شود  و مى شکند صداى سکوت تنهایى را...

دکتر بدرالزمان قریب ؛ متولد سال ۱۳۰۸ تهران

ایران شناس، کارشناس زبان هاى باستانى، سغدى دان،

تحصیل دبستان و دبیرستان  در مدرسه‌ی ژاندارک

ورود به دانشگاه تهران و برخورداری از محضر استادانی چون ابراهیم پورداوود، بدیع‌الزمان فروزانفر، دکتر محمد  معین، استاد عبدالعظیم قریب، جلال‌الدین همایی، ذبیح الله صفا، و دکتر پرویز ناتل خانلری

دریافت مدرک لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران سال ۱۳۳۶

عزیمت به امریکا و ادامه‌ تحصیل در رشته‌ی زبان‌شناسی دانشگاه پنسیلوانیا و مطالعه‌ی زبان‌های ایرانی، در حوزه‌ی ادبیات پارسی میانه و باستان سال ۱۳۳۷

دریافت مدرک کارشناسی ارشد در گروه زبان‌شناسی و خاورشناسی دانشگاه پنسیلوانیا سال ۱۳۴۰

 استفاده از بورس تحصیلی شاگردان اول و ورود به دانشگاه کالیفرنیا در برکلی

گرفتن مدرک دکترا از دانشگاه پنسیلوانیا با راهنمایی پروفسور هنینگ و با دفاع از پایان نامه دکتری با عنوان تحلیل ساختاری فعل در زبان سُغدی ۱۳۴۳

بازگشت به ایران و شروع تدریس در دانشگاه شیراز ۱۳۴۴

تدریس در دانشگاه تهران و به نائل شدن به مقام استادی از ۱۳۵۰

استاد مدعو دانشگاه هاروارد و یوتای آمریکا

برگزیده شدن دو کتاب از آثار او به عنوان کتاب سال ؛ ۱۳۶۵و۱۳۷۴

عضو پیوسته  و مدیر گروه زبان‌های ایرانی در فرهنگستان زبان پارسی پس از بازنشستگی

کتاب ها:

داستان تولد بودا به روایت سغدى

زبان هاى خاموش (نوشته یوهانس فریدریش، با همکارى یدالله ثمره)، برگزیده کتاب سال ۱۳۶۶

 ‎فرهنگ سغدى (برگزیده کتاب سال ۱۳۷۵)

تحلیل ساختاری فعل در زبان سغدی: این کتاب به زبان انگلیسی در سال ۱۹۶۵ منتشر شد

ریشه های ایرانی باستان در سغدی: مقاله-اکتاایرانیکا ۴، یادنامة ینبرگ، ۱۹۷۵٫

نگارش دوازده مقاله به زبان فارسی، چهار مقاله به زبان انگلیسی و یک مقاله به زبان فرانسه

تعدادى از مقاله ها:

کشف کتیبه پهلوى در چین ‎/ کتیبه تازه یافته خشایارشا ‎/ وجوه مشترک فارسى باستان و سغدى ‎/ عیسا از دیدگاه مانى ‎/ سغدى ها در آسیاى میانه ‎/ سخنى درباره منوهمد روشن ‎/ بهشت نور بر چرم سفید، یاد بهار ‎/ خداى دین مزدینان در یک متن مانوى ‎/ نوروز جشن بازگشت به زندگى ‎/ خفتگان اقیسوس (اصحاب کهف) به روایت سغدى ‎/ اهمیت اعداد در اسطوره مانى ‎/ تاریخچه گویش شناسى در ایران...

بعد از گرفتن دیپلم طبیعى، به خاطر ناراحتى چشم از ادامه تحصیل باز ماند. در این دوران فرصت پرداختن به تفکر و تأمل، او را به ادبیات فارسى علاقه مند کرد. هر وقت چشمش اجازه مى داد، شاهنامه، مثنوى، حافظ و نظامى مى خواند و گاهى شعر مى گفت تا سال ۱۳۳۳ که در کنکور دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد. این دوران مصادف بود با دوران بسیار آشفته تاریخ ایران، دوران بعد از کودتا و محاکمه دکتر مصدق. در ورود به خانه دکتر بدرالزمان قریب نظرت جلب مى شود به قاب عکسى از دکتر مصدق که زیر آن نوشته: به خانم بدرى قریب اهدا مى شود، احمدآباد ۲۱ دى ماه ۱۳۳۵ با امضاى دکتر محمد مصدق. بدرالزمان قریب در اوایل دانشجویى متأثر از کودتاى ۲۸ مرداد، با علاقه به دکتر مصدق به عنوان کسى که از حقوق این مملکت دفاع کرده، قصیده اى را براى او مى گوید و توسط دکتر محمد قریب که از فامیل هاى نزدیکش بوده و دوست مهندس بازرگان، آن را به دکتر مصدق مى رساند: «اى روشنى دیده ایران چگونه اى ‎/ تنها نشسته گوشه زندان چگونه اى...»

دوران دانشجویى مى گذرد. قریب، شاگرد اول مى شود و به کلاس دکترى راه مى یابد. پس از یک سال اما، در پى علاقه به زبان هاى باستانى و شناختن ریشه هاى فرهنگ ایرانى، بورسى از دانشگاه پنسیلوانیاى آمریکا مى گیرد. بعد از دو سال کارشناسى ارشد که چیزى بین شرق شناسى و زبان شناسى بود، یک سالى در دانشگاه میشیگان مشغول به کار مى شود و ضمن کار، مکتب هاى مختلف زبان شناسى را مى گذراند و با استادان بزرگى چون جرج کامرون آشنا مى شود که تاریخ عیلام را نوشته و لوحه هاى عیلامى تخت جمشید را پیدا کرده است. دکتر قریب دو سال هم تجربه هاى زیادى را در دانشگاه برکلى در کنار استاد هنینگ ـ از بزرگترین نوابغ ایران شناسى ـ کسب مى کند، دکترایش را اما در همان دانشگاه پنسیلوانیا مى گیرد و رساله اش درباره «ساختار فعل در زبان سغدى» است. بدرالزمان قریب، زمان تحصیل در دانشگاه با اساتیدى چون ابراهیم پور داوود، احسان یارشاطر و پرویز ناتل خانلرى کلاس داشت و از این رهگذر به زبان هاى پهلوى، اوستا و فارسى باستان علاقه مند شد. با این زمینه وقتى شنید متون جدیدى در چین کشف شده، علاقه پیدا کرد از تحولات جدید ایران شناسى اطلاع پیدا کند و تخصصش را برروى زبان «سغدى» گذاشت. سال ۱۹۰۴ قطعه کوچکى متعلق به یک زبان ناشناخته ایرانى کشف شد؛ زبان سغدى که از شاخه زبان هاى ایرانى میانه شرقى است و ابوریحان بیرونى هم در گاهنامه اش از آن و بعضى جشن هاى مربوط به آن حرف زده.

ابراهیم پور داوود با شور و علاقه از فرهنگ ایران باستان درس مى گفت و کتاب کنت ـ استاد آمریکایى ـ درباره زبان فارسى باستان و خط میخى، بدرالزمان قریب را به شوق مطالعه زبان هاى باستانى راهى آمریکا کرد. با دل کندن از ادبیات، در پى دانشى نو بود. دلش مى خواست وارد دنیایى ناشناخته شود؛ پنجره کوچکى باز شده بود، او اما مى خواست دروازه بزرگترى براى خود بگشاید. این گونه بود که از ایران رفت و آشنا به زبان سغدى بازگشت تا راهگشا باشد. دلش مى خواست براى مملکت خود کار کند و هفت سال دورى از خانواده هم بسیار سخت بود. به ایران که بازگشت، به دانشگاه شیراز منتقل شد. این بار اما نزدیکى به تخت جمشید و پاسارگاد مى توانست رنج دورى از خانواده را بر او هموار کند.

سال ،۱۳۵۰ بعد از سفر مجدد به آمریکا که یک سال و نیم فرصت مطالعاتى بود به ایران بازگشت. «گروه زبانشناسى همگانى و فرهنگ و زبان هاى باستانى» در دانشگاه تهران تأسیس شده بود و این فرصت خوبى بود که بدرالزمان قریب به تهران منتقل شود.

با رضایت خاطر از تدریسش حرف مى زند و خوشحال است از اینکه دانشجویانش موفق بوده اند و به جاهاى خوبى رسیده اند. ابوالقاسم اسماعیل پور، زهره زرشناس و مجتبى منشى زاده از دانشجویانش بودند که حالا هرکدام، خود در دانشگاه تدریس مى کنند و دیگرانى که در شهرهاى دیگر هستند. استاد قریب از کم شدن علاقه دانشجویان به فراگیرى زبان هاى باستانى در اوایل انقلاب مى گوید و با تأکید بر جدایى فرهنگ از مسائل سیاسى، به تلاش براى حفظ علاقه دانشجویان به زبان هایى که ریشه فرهنگى شان است اشاره مى کند. امروز بسیار راضى است از علاقه فوق العاده اى که به تاریخ و ریشه هاى فرهنگ ایرانى ایجاد شده، حتى بیش از قبل.

قریب زبانى را که هزار سال زبان جاده ابریشم بود و در ایران ناشناخته، به جامعه ایرانى باز شناساند. بیست سال وقت زمانى است که او صرف نگارش دو جلد «فرهنگ سغدى» کرده. در این فرهنگ فارسى ـ انگلیسى، واژه هاى مختلف سغدى را از متون مختلف بودایى، مانوى و مسیحى گردآورده و از نظر ریشه شناسى نیز اطلاعاتى داده است، هرچند بر دشوارى کار و اهمیت دادن مآخذ در این فرهنگ تأکید بسیار دارد. به جز همین فرهنگ سغدى که به چاپ دوم رسیده، کتاب «زبان هاى خاموش» بدرالزمان قریب نیز که ترجمه اى است از نوشته یوهانس فریدریش با همراهى دکتر یدالله ثمره، کتاب سال شناخته شد. قریب اما بیشتر وقتش را بر نگارش مقاله هاى متعدد گذاشته و تنها کتاب دیگرش نیز «داستان تولد بودا به روایت سغدى» است.

او همچنین پس از آشنایى با زبان هاى باستانى، دیگر چندان به ادبیات نپرداخت، مگر در انجام کارهاى تطبیقى، مقایسه آنچه در متون مانوى آمده با آنچه در متون عرفانى فارسى است، مقایسه اندرزنامه هاى قبل و بعد از اسلام و مواردى از این دست. متن بسیار کوچکى از داستان هاى رستم را که در سغدى پیدا شده با متن شاهنامه مقایسه کرده، همچنین نشان داده نظامى در هفت پیکر سنت قدیم مانوى را مبنى بر ارتباط روزهاى هفته با سیارات، حفظ کرده است. هنوز به شعر علاقه زیادى دارد و هرچند شعرهاى نیما، اخوان، فروغ و نادرپور را مى پسندد، اما به بخشى از شعرنو اصلاً گرایشى ندارد و مى گوید چیزى از آن نمى فهمد.

بدرالزمان قریب که به عنوان چهره ماندگار نیز معرفى شده، بعد از بازنشستگى هم هنوز گهگاهى در مقطع دکترى چند واحدى درس مى دهد. عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى است و سرپرست گروه گویش شناسى که طرح جمع آورى گویش ها در برنامه کار گروهش قرار دارد. او همچنین طرح دستور زبان سغدى را به فرهنگستان ارائه داده که به تصویب رسیده و خوشحال از این موضوع مى گوید انجام این کار فکر آزاد و وقت زیادى مى خواهد.

جداى از جنبه علمى، بدرالزمان قریب بر تأثیر توجه به زبان هاى باستانى از دید اجتماعى تأکید دارد که ثابت مى کند ریشه هاى ما بسیار عمیق تر از آنهایى است که ادعا مى کنند. مصداق این موضوع را منشور کوروش مى داند که نشان مى دهد کوروش در زمان خود یک فرمانرواى دموکرات بوده که براى هر بشرى حقى قائل بوده و اجازه مى داده هرکس به آئین خود باشد. مى گوید ایرانیان اولین ملتى بودند که توانستند یک امپراطورى برپا کنند از رود سیحون تا رود سند و دانوب و حبشه و لیبى و تأکید مى کند اگر هخامنشیان نبودند و این راه و جاده را باز نمى کردند، اسکندر آیا مى توانست از مقدونیه بیاید و از این راه ها بگذرد که حالا اروپایى ها بگویند اسکندر کبیر...

بدرالزمان قریب پس از سال ها تدریس، تحقیق و پژوهش، پشت میز کارش مشغول بررسى عکس هایى از کتیبه بیستون است و حتماً در پى شناخت نامکشوفاتى... مى گوید: «عمر ما گذشت، ولى در دهه آخر عمر همین قدر خوشحالم که توانستم تا جایى که قدرت بدنیم اجازه مى داد خدمت کوچکى چه در آموزش و چه در پرورش انجام دهم.»

از تپه امانیه که سرازیر مى شوم در دل این شهر شلوغ، به خطوطى فکر مى کنم که تاریخ و فرهنگ این سرزمین است و آن پیرزن کاشف خطوط، سوى چشم هایش اگر بگذارد...

-این مقاله ابتدا در مجموعه «مهرگان» و در جشن نامه مشاهیر معاصر ایران ؛ به سفارش و دبیری محسن شهرنازدار تهیه و منتشر شده است. پروژه مهرگان که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی ، در موسسه فرهنگی- مطبوعاتی ایران به انجام رسید؛ به معرفی نخبگان ایرانی متولد 1290 تا 1330 خورشیدی می پرداخت. بخشی از این پروژه سال 1383در قالب کتاب منتشر شده است.

-این نوشته خُرد است و امکان گسترش دارد. برای تکمیل و یا تصحیح اطلاعات نوشته شده، به آدرس زیر ایمیل بزنید:

elitebiography@gmail.com

ویرایش نخست توسط انسان شناسی و فرهنگ: 1393

ساره دستاران / انسانشناسی و فرهنگ



بسیاری بر این باورند که ماه پنجم سال شمسی را باید " امرداد " بخوانیم و نه " مرداد ". استدلالشان هم این است که چون در فارسی باستان " امرداد " به معنای نامیرا بوده و " مرداد " به معنای میرا و نابود شونده، زشت است که بگوییم مرداد. نکته اول در این مورد این است که در زبان فعلی فارسی، پیشوند نفی " ا " دیگر کاربردی ندارد و هیچ گویشور زبان فارسی با شنیدن کلمه " امرداد " معنای نامیرا را از آن استنباط نمیکند، مگر تنی چند اهل علم زبانهای باستانی.و البته همانها هم در زندگی روزمره خود هیچگاه از پیشوند " ا " استفاده نمیکنند و من با شما مرج میبندم که در ناخودآگاه خود و در خلوت خود هیچ تصویر ذهنی از " امرداد " به معنای نامیرا ندارند و تنها دلیل افرادی که امرداد را ترجیح میدهند بر مبنای یک ارزش گذاری غیرعلمی و احساسی و اصالت گرایانه است، از جنس همان فارسی را پارسی دانستن و یا در برگردان انگلیسی آن Persian  را به Farsi  ترجیح دادن، یا که ایران را پارسه خواندن.
ماههای سال نظیر روزهای هفته و اعداد و نظایر آن، در زبان فارسی به حالت نمادین درآمده‌اند. وقتی شما میشنوید " مهر ماه " یاد پاییز ، یاد مدرسه و کلاس ، یاد ترافیک ، و نظایر آن می افتید. آن چند درصد هپروتی را که با شنیدن " مهر ماه " یاد مهر و محبت و امثالهم میفتند را فاکتور بگیرید. ما در مورد زبان روزمره مردم صحبت میکنیم نه در مورد هپروتیات باستانی. مرداد هم گرما را تداعی میکند و مردم عادی با شنیدن آن به معنای تحت الفظی آن اهمیتی نمیدهند. به تعبیری دیگر میتوان گفت " مرداد " به عنوان نام یک ماه شمسی به حالت انجماد درآمده، از معنای خود تهی شده و حالت نمادین پیدا کرده است. دوستان نشانه‌شناس و معناشناسان شناختی بهتر میتوانند استدلال بیاورند برای این موضوع.


یه چهار خط از افاضات این آقا که اسمش رو شیش تا تریلی هم نمیکشه بخونید:

" گونه‌ای از زبانشناسی و تاریخ، در یکی دو سده پیش در غرب پدیدار شده است که همه رو به سوی غرب دارد" ...
( استاد عزیز بنده به خودم اجازه نمیدم راجع به علم تاریخ اظهار نظر کنم ولی تا جایی که در مورد زبانشناسی میدونم مکتب لندن از یافته های زبانشناسان هند باستان استفاده کرده و ویلیام جونز هم خطابه معروفش رو در مورد زبان سانسکریت در هندوستان ایراد کرده.)

..." و ایرانیان را تیره ای گاوچران و یورشگر خوانده است که از سرزمینی ناشناخته و دور بدین سرزمین یورش برده اند"...
 ( استاد عزیز ، پدران ما همه مثل پدران شما نسل اندر نسل استاد و دارای فره ایزدی نبوده اند و شغل شریف گاوچرانی داشته اند. هنوز هم عده زیادی از جمعیت مردم ایران و بلکه جهان به این شغل اشتغال دارند. لازم است از تمام گاوچرانهای دنیا عذرخواهی کنید. بعدشم تا جایی که میدونیم اونها فقط نگفتن ایرانیها از اون سرزمین دور و ناشناخته اومدن. گفتن اکثر مردمی که به این زبانها حرف میزنن که شامل مردم هند و اروپا هم میشن از اون ناحیه اومدن. کی با تو بود ؟ گیرم که فحش هم داده باشن. به همه دادن. تو چرا ناراحت میشی ؟ بعدشم داری میگی این حرف مال اروپاییهاست. اگر هم فحش باشه این حرف خودشون که به خودشون فحش نمیدن که. تازه اشم هفت تا سه هزار سال پیش از این شغل اکثر مردم  دنیا به جز دامداری و کشاورزی چیز دیگه ای بوده ؟ لابد اون موقع پدران پاک نژاد آریایی  مشغول تحصیل در مهندسی آی تی بودن. غارتگری شغل دوم مردم مهاجر بوده. واقعیتهای تاریخی تلخه.)

... " یکی از این گواه ها نام ساختگی زبان هندواروپایی است که به جای زبان آریایی پراکنده اند و بر این بنیاد ریشه همه زبانهای آریایی در اروپا یا هند شناخته میشود و کشور میانین که پیوند میان دو سرزمین بوده است هیچ ریشه ای ندارد و در گستره یاد شده نبوده است! " ...
(عزیز من جان من این نامگذاری علت داشته . اگه به شما باشه که مرکز ثقل تمام گیتی را زیر ظل شاهانه ی خودتون میدونید و به قول خودتون اسم این گروه زبانها رو میذاشتید زبانهای آریایی . ولی از اون جایی که اروپایی ها   منطق و شعور دارن، نامگذاریشونم حساب و کتاب داره. اسم اولش بوده زبانهای هندوژرمانیک. علت نامگذاریشم این بوده که محدوده ی زبانهایی رو که بررسی کردن و دیدن شباهت دارن ، از هند بوده تا سرزمین ژرمنها و گونه های زبان ژرمانیک. بعد که بیشتر تحقیق کردن دیدن بله، اکثر زبانهای اروپا با ژرمانیک و زبانهای هندوژرمانیک یه منشا دارن ظاهرا. واسه همین اسمش رو گذاشتن زبانهای هندواروپایی. الان متوجه شدی علتشو ؟ اروپا و هندوستان دو تا سرزمین بزرگ و شناخته شده تو اون دوره بودن که این علم باب شده و دقیقا در دو طرف سرزمینهایی بودن که این زبانها بهش تکلم میشدن. برای همین اسمشون رو گذاشتن هندواروپایی. حالا نمیدونم مشکل شما چیه دقیقا؟ ازینکه شما رو ریشه و چشمه ی دنیا ندونستن ناراحتی؟ چون شما رو این وسط فراموش کردن دلخوری ؟ اگه به تاریخ و تمدن و فرهنگ و شعور و منطق باشه که یونانیها بیشتر باید دلخور باشن. دست کم اونا چارتا شخصیت باستانی دارن که هنوزم که هنوزه نظراتشون ردخور نداره. شما تو باستان جز بزرگمهر که تنها هنرش شطرنج بازی کردن بوده که اونم از هندیها یاد گرفته چی داری ؟)

چندوقت پیش از کسایی که به نام دفاع از زبانهای کشور مثل زبانهای ترکی و کردی، مباحث افراطی و نژادی رو مطرح میکردن گلایه کردم. یه سری از دوستان گفتن از پان فارسها و پان آریاییها هم بنویس. بفرمایید. اینم از سردسته اشون استاد فریدون جنیدی و بنیادش بنیاد نیشابور.

در ضمن منبع این نقل قولها از جناب استاد : مقدمه کتاب "پیوند واژه های لری با دیگر زبانهای آریایی" نشر بلخ 1384 نوشته ایرج محرر هست. این کتاب هم دست کمی از نوشته های استاد نداره. به خیال پیدا کردن چارتا حرف حساب این کتاب رو باز کردم که اعصابمو ریخت بهم. البته ایشون ازین حرفا زیاد زده.


به منظور حفظ هویت و اصالت زبان کردی و همچنین جلوگیری از انقراض و سرقت این گویش اصیل، 22 و 23 مهر امسال همایش بین المللی "کردی،زبان ایرانی" با حضور بیش از 30 زبان شناس از سراسر دنیا و همچنین مسوولین و مقامات بلند پایه ی کشوری در کرمانشاه و به میزبانی بنیاد ایرانشناسی شعبه ی کرمانشاه برگزار خواهد شد.

دکترسید ضیاء الدین خرمشاهی در گفت و گو با خبرگزاری موج کرمانشاه در خصوص کم و کیف برگزاری این همایش بین المللی در کرمانشاه ابراز داشت : طی ارائه ی پیشنهاد شعبه ی کرمانشاه به بنیاد ایرانشانسی در قالب احیای زبان کردی و همچنین خطر انقراض و سرقت این گویش کهن، همایش بین المللی "کردی، زبان ایرانی" با اهدافی همچون ذکر قدمت و اصالت زبان کردی ایران به عنوان یکی از ارکان های هویت ملی ایرانی و این مهم که این زبان دومین زبان ملی کشور محسوب می شود، مطرح شد.

وی خاطرنشان ساخت: معرفی زبان کردی به عنوان ابزاری گویا در اشاعه ی اندیشه، ادب و هنر ایرانی با توجه به وجود مستندات مکتوب کردی ، اشاعه و رواج زبان کردی هم در داخل و هم در خارج از کشور، ایجاد نشاط و بالندگی در زبان کردی به تناسب مقتضیات زمان و زندگی و پیشرفت علوم و فنون بشری با حفظ اصالت آن و همچنین جلوگیری از انقراض آن مطرح و با استقبال مسوولین بتیاد ایرانشناسی مواجه شد.

دکتر سید ضیاءالدین خرمشاهی در خصوص خطرات انقراض و سرقت زبان کردی ابراز داشت : علی رغم تمام مستندات تاریخی و جغرافیایی موجود که بیانگری این مهم هستند که خاستگاه زبان کردی ایران است، متاسفانه نه تنها این گویش در معرض خطر انقراض در داخل کشور می باشد بلکه در کشورهایی همچون ترکیه نیز به تازگی ادعای تولیت این زبان شده و حتی درخواست ثبت زبان کردی به عنوان یکی از زبان های عثمانی را نیز دارند به نحوی که از طریق سازمان یونسکو نیز تقاضای خود را مطرح و سعی در ثبت آن را نیز دارند.

وی درخصوص شرکت کنندگان حاضر در این همایش اظهار داشت: همایش بین المللی "کردی،زبان ایرانی" با حضور آیت اله سید محمد خامنه ای ریاست بنیاد ایرانشناسی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجت الاسلام و المسلمین یونسی معاون رئیس جمهور در امور اقوام و مذاهب، وزیر علوم تحقیقات و فناوری، استانداران 5 استان غربی کشور و همچنین با حضور 30 زبان شناس از از 17 کشور دنیا ، بیش از 200 کارشناسان و زبانشناسان داخلی و 300 دانشجو و علاقه مند به این رشته به مدت دو روز در کرمانشاه برگزار خواهد شد.

دکتر خرمشاهی ادامه داد: برنامه ریزی در خصوص تاسیس فرهنگستان زبان کردی در استان، تاسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه های دولتی و آزاد کرمانشاه در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و همچنین تاسیس دبیرخانه ی دائمی زبان کردی در این استان از جمله اهدافی است که در خروجی کار این همایش توسط بنیاد ایرانشناسی در کرمانشاه برنامه ریزی و دنبال می شود.

وی در رابطه با محورهای اصلی این همایش گفت: این محورها در دوبخش زبان کردی که شامل آواشناسی تاریخی و معاصر، صرف و نحو تاریخی و معاصر، زبانشناسی اجتماعی در حوزه ی زبان کردی، گویش شناسی و آزاد و در بخش ادبیات کردی شامل تاریخ ادبیات، نسخه شناسی، ادبیات کودک و نوجوان و آزاد برگزار خواهد شد.


منبع خبر : وبسایت مردم سالاری کرمانشاه


کامنت خصوصی یکی از خوانندگان وبلاگ :
 " سلام آقای کریمی این متنی که همه جا تبلیغ میشود که زبان ترکی سومین زبان زنده دنیاست واقعیت داره آیا یونسکو هم چنین چیزی گفته لطفا حقیقت را برایم ایمیل کنید ممنونم "

حقیقت این است که :

اولا این متن که همه جا تبلیغ میشود نژادپرستانه ترین متنی است که در قرن 21 میتوان دید. فقط نژادپرستها زبانها را ارزش گذاری میکنند.
دوما زبان ترکی یک زبان مرده است و مدتهاست به صورت زبانهای مختلفی متحول شده است : مثل ترکی آذربایجانی و استانبولی و ...
سوما یونسکو نژادپرست نیست که زبانها را ارزش گذاری کند.
چهارما یونسکو بیکار نیست راجع به زبان ترکی و یا هر زبان مرده و زنده ی دیگری بیانیه بنویسد.
پنجما یونسکو متولی زبانشاسی دنیا نیست.
ششما به کوری چشم همه پانترکهای دنیا تنها زبان کلاسیک دنیا زبان فارسی است و روز به روز بر اهمیت آن افزوده میشود.
هفتما من فارس نیستم.ترک هم نیستم.
هشتما لطفا جمله " زبان ترکی سومین زبان زنده دنیاست " را ترجمه کنید ما هم بفهمیم. سومین زبان از چه لحاظ ؟


   

بریده‌ی نشریه‌ی پانترکیستی امید زنجان که اولین بار با هزینه بیت‌المال این دروغ مضحک بزرگ را منتشر کرد.


کتاب "آذری یا زبان باستان آذربایجان" به قلم احمد کسروی، از جمله آثار کلاسیک و ماندگار زبان‌شناسی ایران است . چاپ اول این کتاب به 1304 شمسی برمیگردد. این کتاب به شیوه‌ای علمی فرضیه‌ی وجود زبانی ایرانی در سده‌های گذشته در آذربایجان را بررسی کرده و در زمان خود در مجامع علمی دنیا بسیار مورد توجه قرار گرفته بود. کسروی نام این زبان فرضی را با توجه به محل زندگی گویشوران آن زبان آذری مینامد یعنی زبان مردم آذربایجان. پژوهشهای بیشتر زبانشناسان فرضیه‌ی وی را تایید میکند و به گواهی تاریخ، کسروی به حق از پیشگامان زبانشناسی ایران لقب میگیرد.

برای دانلود کلیک کنید


سیر تحول زبانشناسی تطبیقی

پنجشنبه 30 آبان 1392 19:55
طبقه بندی:زبان‌شناسی تاریخی، 

مطلب زیر را در وبلاگ آقای سامان دلخواه جالب دیدم.

مطلب زیر خلاصه ای از مقاله ارائه شده در زمینه پیدایش علم زبانشناسی تطبیقی است 

سیر تحول زبانشناسی تطبیقی

1583 – توماس استیونس در نامه ای به شباهت زبان سانسکریت اشاره کرد اما تا سال 1957 چاپ نشد.

1586 – فیلیپو ساستی در نامه ای به شباهت های زبان سانسکریت و ایتالیایی اشاره کرد اما تا سال 1855 چاپ نشد.

1767 – کوردو گزارشی شخصی به انستیتو فرانسه مبنی بر شباهت های واژگانی و ساختواژی میان سانسکریت و لاتینی ارسال کرد اما تا چهل سال بعد منتشر نشد.

1786 – سر ویلیام جونز اولین کسی بود که شباهت های زبان سانسکریت با زبان های لاتینی، یونانی، گوتیک، سلتی و فارسی را صورت بندی کرد و پیش نهاد.

برادران شلگل (بر اساس کلمات واژگانی)

برادران شلگل (آگوست ویلهلم فون و کارل ویلهلم) به مطالعات هندیک و ایرانی علاقه داشتند. آنها اولین مطالعات رده شناسی را پیش نهادند. رده شناسی آنها بر ضوابط ساختواژی استوار بود.

   زبانهای گسسته                       زبان چینی

  (Isolating Languages)

 (دارای قواعد ساختواژی)      

 


 1زبان های پیوندی                

 (Agglutinative Languages)

 


2 زبان های تصریفی   

     (Inflectional Languages)

 

1- زبان هایی هستند که در آنها هر وندی یک معنا و یک صورت دارد و وندها در ترکیب زنجیره وار پشت سر هم قرار می گیرند. مانند زبان ترکی یا بیشتر زبان های سرخپوستان آمریکا.

     2- زبان هایی هستند که وند های آن ها معانی ترکیبی دارند و طبق تصریف اسمی یا تصریف فعلی از یکدیگر متفاوت می مانند. مانند زبان های لاتینی و یونانی.

 

برادران گریم (بر اساس قوانین آوایی)

قانون گریم:

1- همخوان های انفجاری بی واک یونانی در ژرمن کهن به همخوان های سایشی بی واک و متناظر آنها تغییر یافتند و باز همین ها در آلمانی علیای جدید به همخوان های واک دار متناظرشان تحول یافتند.

2- همخوان های واک دار یونانی در ژرمنی کهن به همخوان های بی واک و در آلمانی به همخوان های سایشی بدل شدند.

3- همخوان های سایشی بی واک یونانی هم در ژرمنی کهن به انفجاری های واک دار و در آلمانی جدید به انفجاری های بی واک تحول یافتند. 

یونانی            p b f        t d y          k g x

ژرمنی کهن     f p b         y t z          x k g

آلمانی جدید    b f p        d z t          g x k 

شلایخر

استعاره شجره نامه:

زبانشناسی را باید شاخه ای از زیست شناسی و زبان را یک اندامواره در نظر آورد زیرا صاحب دستگاهی زیست شناختی است که هم یادگیری زبان و هم استفاده از آن را تنظیم می کند. هر زبان نماینده شاخه ای در شجره نامه مختص  تکامل زبان هاست. تمامی تغییرات زبان ناشی از نفوذ فساد انگیز نسل های بعدی و تنبلی آنها می باشد. وی به بازسازی زبان هند و اروپایی پرداخت که در نهایت مورد تایید قرار نگرفت.

ماکس مولر

زبانشناسی در زمره علوم طبیعی و شاخه ای از زیست شناسی است. ولی زبان اندامواره نیست و علم زبان هیچ ربطی با نظریه های محض ندارد، تنها به گردآوری واقعیات می پردازد و آن را شرح و وصف می کند. زبان تک هجایی است و هر عنصر تک هجا یا هر ریشه ای بیان کننده مفهومی معین است. دو فرایند در زایش و بالش زبان:

1- باززایی گویشها: گویشی خاص در نتیجه بروز عوامل سیاسی و دیگر عوامل اجتماعی به پایگاه زبانی تازه راه می یابد.

2- فساد آوایی: زبان از مرحله تک ریشه ای (تک هجایی) از طریق فساد آوایی به مرحله پیوندی و سپس مرحله تصریفی تحول یافته است.

دوئایت ویتنی

منتقد و مخالف نظریه زیست شناختی شلایخر و مولر بود. زبان اندامواره نیست. از نظر او زبان نهادی است که از دل نیاز بشری به ارتباط پیچیده و به موجب یک قرارداد تلویحی اجتماعی شکل گرفته و تکامل یافته است.


عبارت " زبان کردی " همان قدر نادقیق و عوامانه است که عبارت " زبان ایرانی" . در مواجهه با خارجیها میگوییم " ایرانی " حرف میزنیم و منظورمان " فارسی معیار ایران " است و نه سورانی، گیلکی و یا بلوچی. گرچه خیل عظیمی از ایرانی ها به این زبانها حرف میزنند  . در مواجهه با کردها میگوییم " کردی " حرف میزنند و " زبانشان کردی " است. در مواجهه با ترکها هم همینطور. شاید برای ما فرق نکند که این ترکی "استانبولی" است یا "تبریزی" اما برای اهل فن "خیلی فرق میکند". علت این است که " نمیدانیم " زبانشان دقیقا چیست ولی " میدانیم " هویتشان چیست. نکته ای که در مورد فارسی و ایرانی برعکس است. دقیقا همه ما میدانیم منظورمان از فارسی چیست و وقتی به صورت مجازی به جای فارسی میگوییم ایرانی، منظور را گم نمیکنیم.
در هنگام صحبتهای عادی و روزمره به کار بردن عبارات " زبان کردی " "زبان ترکی " "زبان فارسی" و یا " زبان لری" مشکلی پیش نمیاورد، اما وقتی در کلاس درس و یا محضر مباحثات زبانشناسی و مخصوصا گویش شناسی نشسته ایم " باید " دقیق باشیم. مثلا لری خرم آباد و لری بویر احمدی بسیار با هم متفاوتند گرچه هر دو لری هستند و ذکر پسوند محل و یا قومی که به آن نوع لری صحبت میکنند لازم است.
شماری از گویشوران زبانهای ایرانی  تحت عنوان قوم کرد در مناطقی از ایران ، عراق و ترکیه و دیگر جاها زندگی میکنند. این قوم آنقدر جمعیت و نفوذ فرهنگی سیاسی دارد که گاهی حتی از آن به عنوان ملت کرد یاد میشود. با وجود این همبستگی قومی بالا ، در مناطق کردنشین زبانهایی وجود دارند که تحول تاریخی شان متفاوت از دو زبان غالب آنها، کرمانجی و سورانی ،است. زبانهای گورانی هورامی و زازاکی نمونه های شناخته شده تر این دسته از زبانها هستند. بنابراین به زبان فنی زبانشناختی ، عبارت " زبان کردی " پذیرفته نیست، مگر اینکه اشکالی ایجاد نکند. مثلا در هنگامی که درباره یک ویژگی زبانی که برای تمام زبانهای کردها عمومیت دارد صحبت میکنیم اشکال چندانی پیش نمی آید اگر از عبارت کلی " زبان کردی " استفاده کنیم، به شرط اینکه یادمان نرود که این عبارت همان قدر کلی است که عبارت "زبان ایرانی" .
زبان لکی یکی از زبانهای ایرانی است که با زبانهای غالب مردم کرد قرابت های بسیاری دارد و از جهات بسیاری با آن زبانها، هم سرشت و هم سرنوشت است. ولی اینکه رابطه ی خواهری یا دختری بین زبان لکی و یکی یا چندی از زبانهای کردی وحود دارد محل سوال است و هیچ پژوهشگر هشیاری با حدس و گمان در این باره اظهار نظر نمیکند. خلاء زبانشناختی تاریخی زبان مادی و ارتباط آن با زبانهای ایرانی نو نیز به سبب سکونت مردم لک و کرد در منطقه مشابه سکونت مادها از سوالات پیش روی پژوهشگران زبانهای ایرانی است که در این رابطه قطعا تاثیرگذار است.
 قرابتهای فرهنگی اقوام کرد و لک و تلقی که از زبان شهرها و بخشهای کوچک غرب کشور هست نیز بر پیچیدگی موضوع می افزاید. مضاف بر این به سبب همسایگی لکها و کردها، تبادلات زبانی و فرهنگی بین این دو قوم صورت گرفته است.
چیزی که این دو قوم را از هم متمایز میکند از نظر زبانی این نکته است که یکپارچگی زبانی قوم لک بیشتر از قوم کرد است. در مناطق قوم لک همه لک زبان هستند و به یک زبان واحد صحبت میکنند و تفاوتها حقیقتا لهجه ای است و حتی گویشی هم نیست. ولی در کردستان بزرگ شما با تنوع زبانی سروکار دارید و دهها گویش این زبانها و صدها لهجه. یک علت این امر شاید جزیره شدن زبانی برخی زبانها در میان زبانهای کرمانجی و سورانی باشد. موردی که درباره لکی صدق نمیکند.
علاوه بر موارد بالا کمبود منابع مطالعاتی در مورد لکی را اضافه کنید. در مواردی هم که خواسته باشند در مورد زبان لکی تحقیق کنند به متونی ارجاع داده اند که از عبارت " زبان کردی " استفاده کرده اند و زبان لکی را احتمالا به سبب چالشهایی که ذکر شد تحت عنوان " شاخه کردی جنوبی" ذکر کرده اند.
 استفاده از عیارات جغرافیایی در توصیف زبانها همانقدر دم دستی و از روی ناچاری است که استفاده از عبارات قومی. اگر امکان توصیف برحسب مشخصه های زبانی و نامهای خاص باشد این اجبار از بین میرود.


شاعری لک، که اشعاری زیبا به زبان لکی دارد، در اظهارنظری جالب در پاسخ به  پرسش یکی از مخاطبان وبلاگش در مورد چیستی زبان لکی، این زبان را مادر زبان عربی معرفی کرده است. راستش من همزبانش هستم و رودربایستی دارم ازیشان بپرسم که چگونه به این نتیجه رسیده اند. شما به وبلاگ ایشان بروید و از ایشان بپرسید و  به من هم بگویید که چگونه به این نتیجه رسیده اند و منبع معرفی کنند.

در اینجا پرسش و پاسخ مربوطه که در ذیل یکی از اشعار ایشان در وبلاگشان در قالب کامنت آمده است را میخوانید.

(حسین _ مخاطب وبلاگ) : "سلام میشه بپرسم زبان لكی چه زبانیه؟"

(شاعر لک _ نویسنده‌ی وبلاگ) : درود بر شما دوست عزیز
زبان لکی بازمانده زبانی کهن می باشد که اوستا و گاتاها به این زبان نوشته شده اند.از شاخه های این زبان زبان پارسی کهن و پارسی کنونی کردی و لری می باشند. از نام آوران این زبان باباطاهر عریان کریم خان زند و...می باشند .ضمن اینکه بنا بر شواهدی حتی زبان عربی نیز از شاخه های این زبان است.

تا پیش از اینکه اطلاعات جدید را ازیشان بگیرید آنچه را که میدانم بگویم :
1. همه‌ی زبان ها بازمانده‌ ای از زبانی هستند و به اصطلاح هیچ زبانی مثل قارچ نمیروید. اما در مورد ارتباط لکی و اوستایی: به دلیل مطالعات پراکنده‌ی زبان شناسان در مورد ارتباط این دو زبان، هنوز هیچ زبان شناسی به طور قطع و یقین به خود اجازه نداده که این دو را به هم مرتبط بداند، هرچند واژگان مشترکی بین این دو زبان هست. یکی از آن واژگان که الان در ذهنم است : RAZU رزوو به معنای درخت جنگلی است. با این حال حتی اگر 50 درصد واژگان مشترک هم داشته باشند باز نمیتوان احکام قطعی رده شناختی در مورد ارتباط این دو زبان صادر کرد.
2. زبان اوستایی خواهر زبان فارسی باستان یا به قول ایشان پارسی کهن است و نه مادر آن.
3. اطلاعات ادبیم کم است که در مورد باباطاهر نظر دهم اما آنقدری تاریخ میدانم که بدانم کریم خان زند بیسواد مطلق بوده و هیچ نوع قریحه ی ادبی نداشته و بالطبع هیچ اثر ادبی به زبان مادری خود، زبان لکی، برجاننهاده است و در نتیجه نمیتواند نام آور زبان لکی باشد. اگر از شما بپرسند از نام آوران زبان فارسی چند تن را نام ببرید، از فردوسی و سعدی یاد میکنید یا از یعقوب لیث و مردآویج ؟
4. آن زبانی که من عربی میشناسم در مجموعه ی زبان های سامی است و لکی در مجموعه ی زبان های ایرانی.

در کمال احترام منتظر بیرون آمدن از این پارادوکسها هستم اما ذکر چند نکته را ضروری میدانم :

1. غلط معرفی کردن یک زبان مخصوصا وقتی در کسوت شاعر آن زبان هستیم کاری نابجاست. بهتر بود دست کم به مخاطب وبلاگ چند منبع معرفی میشد تا اینکه اطلاعات غلط به او داد. ما ایرانیها هم پزشکی بلدیم و نسخه میپیچیم هم وکالت میدانیم و حکم صادر میکنیم و هم زبان شناسیم و ... .
2. سرخوردگیهای قومی نباید ما را وادار کند که به نداشته هایمان افتخار کنیم. متاسفانه بعد از برخورد با تمدن غرب، بین ایرانیان  باستانگرایی مد شده است. چه میشد اگر به جای اوستای دهن پرکن، نامی از ملامنوچهر کولیوند یا غلامرضا ارکوازی برده میشد؟ این شاعران پرمایه ی ادب لکی را دانشجوی زبان شناسی باید از گمنامی درآورد یا شاعران معاصر لک؟
3. بسیاری از فعالین زبان لکی، که اکثرا روی ادبیات لکی تمرکز دارند، ماهیت زبان لکی را شناخته شده میدانند و کار را تمام و جتی خط هم برای این زبان ابداع کرده اند. آنها هم که روی این زبان تحقیقات زبان شناسانه انجام داده اند، آنقدر تعدادشان کم است که تا حرفی زده میشود باید با خط کش و معیار آنها سنجیده شود و گرنه پذیرفته نمیشود. وقتی از این زبان شناسان سوالات پایه ای نظیر اینکه پراکندگی و منشاء دقیق گویشوران این زبان در کجاست؟ چه  گویشهایی دارد؟ ارتباطش با گونه های زبانی همسایه نظیر فارسی، کردی و لری چیست؟ چه تعداد واکه و همخوان دارد؟ و ... از پاسخ دادن درمیمانند و یا حداکثر  دست به عصا پاسخ میدهند که گاهی با داده های زبانی موجود متناقض مینماید. در چنین فضایی اظهار نظر های قطعی جایی ندارند.


برادر ارجمند، مجید خالقیان در وبلاگ خود فونتی از خط میخی را معرفی کرده اند. با این فونت به راحتی میتوانید به خط میخی بنویسید. برای دانلود آن، روی لینک زیر کلیک کنید:

 لینک دانلود مستقیم


تئوری تغییر زبان آذربایجان از آذری به ترکی را به احمد کسروی نسبت میدهند. همچنین ممکن است علاوه بر آذری، زبان های دیگری نیز در آذربایجان به غیر از ترکی بوده باشد که در گذر تاریخ به مرور فراموش شده باشند، مثل کردی و تالشی معاصر، و زبان اکثریت آذربایجان به مرور به ترکی تغییر کرده باشد.

دیروز یکی از بچه های محله دولت آباد کرج را دیدم. ایشان اطلاعاتی در مورد خود و تبار خانوادگی خود و همچنین زبان خانواده اشان به من داد که نظیر آن را در بسیاری دیگر از مناطق ایران و جهان میتوان مشاهده و ثبت کرد.

چیزی که من در اینجا با توجه به اطلاعات ایشان ثبت میکنم از این قرار است :

نسل اول از طایفه چگنی لرستان، ساکن منطقه چگنی لرستان واقع در غرب خرم آباد، دامنه غربی اسپیکو یا همان سفیدکوه، زبان : یکی از گویش های لری
نسل دوم تبعید به روستاهای قزوین، زبان : همان لری
نسل سوم زبان : لری و ترکی
نسل چهارم زبان : ترکی و لری
نسل پنجم زبان : ترکی
نسل ششم ساکن کرج زبان : ترکی و فارسی، که این همشهری ما از همین نسل است. جالب اینکه خود را ترک نمیداند و میگوید لر هستم.

گرایش آذربایجان به ترکی آن گونه که مرحوم استاد احمد کسروی مطرح کرده بودند بسیار افراطی بوده و  منتقدان بسیار داشته است. ایشان آغاز این روند را از روزگاران بسیار دور میدانستند. همچنین توضیحی در مورد اینکه چرا سایر مناطق ایران ترک نشدند، نداده بودند. یک فرضیه این میتواند باشد که ترک شدن آذربایجان از زمان انتخاب تبریز به مرکز اقامت ولیعهدهای شاهان ایرانی از روزگار صفوی صورت گرفته است و به تدریج تنها بر روی مناطق اطراف اثر گذاشته است. همانطور که خانواده صفوی بر اثر نفوذ ترکان از کرد به ترک تغییر ماهیت داد، بعید نیست که ترک شدن مناطق تحت سلطه آنها بر اثر تبعیدهای اجباری و دیگر عوامل اجتماعی و سیاسی نظیر آنچه که در مورد طایفه چگنی و بسیاری دیگر از طوایف ایران در روزگار معاصر ثبت شده، صورت گرفته باشد.


- Purple ...
- PURPER !!!
- No R! Purple...
- PURPEL !!
- PL. Purple ...
- Purple

معمولا کم پیش می آید که زبان آموزان کودک نیاز به بیش از دو بار تکرار یک کلمه داشته باشند تا آن را درست تلفظ کنند. نمونه تکرار و تمرین بالا  یکی از این موارد است : purple ، به معنای رنگ ارغوانی.
بار اول کودکان زبان آموز به جای / r / ، / l / را تلفظ میکردند. بار دوم این خطا برطرف شد و خطای مرسوم دیگر که همان تقطیع هجایی متزاحم فارسی باشد رخ داد که در بار سوم این هم اصلاح شد. با خطای دوم زبان آموزان که خطای رایجی هم هست و به نوعی در بار اول هم دیده شد، کاری ندارم.
اما خطای اول را با توجه به اینکه دو واج از نظر جایگاه و شیوه ی تولید بسیار به هم شبیه اند طبیعی دانستم و وقتی ریشه ی واژه purple را دیدم که در لاتین purpura بوده به بحث طبیعی بودن برخی تغییرات که در زبان شناسی تاریخی به آن اشاره میشود ذهنم کشیده شد.

( راستش خودمم نفهمیدم چی نوشتم ! چطور آموزش زبان دوم رو به زبان شناسی تاریخی چسبوندم، خدا میدونه ! اما زیاد هم بیراه نگفتما ! ... !!! مگه نه اینکه  تحلیل های هم زمانی و از جمله مهمترینشون " طبیعی بودن " از ابزارهای کمکیه زبان شناسی تاریخین؟ خوب حالا چه فرقی میکنه مثال از زبان اول باشه یا از آموزش زبان دوم ؟ یکی خواهشا جوابمو بده ... عذاب وجدان گرفتتم. )




نقشی از تاق بستان در کرمانشاه ایران. در این نقش شاه ساسانی اردشیر دوم در میان و در سمت راست وی اهورامزدا که حلقهٔ فر ایزدی را به منظور تاجگذاری به او می‌دهد، بر روی دشمنی به خاک افتاده (یولیانوس امپراطور روم) ایستاده‌اند. درسمت چپ شاه، میترا یا مهر که پیکان‌های نوری همچون خورشید از سر او در تمامی سمت‌ها پراکنده شده، شاخه‌ای از نبات که «برسم» نام دارد را در دست گرفته‌است و بر روی گل نیلوفری ایستاده‌است.


شب یلدا فقط شب هندوانه و انار و تخمه و آجیل نیست . یلدا شاید مهمترین میراث ما ایرانیان در دنیاست در حالی که خود از آن بی خبریم  و برعکس تا دلتان بخواهد نمادهای زرتشتی گری  که در واقع آئینی انحرافی و حکومتی برآمده از میترائیسم بوده را از سر و گردن خود و در و دیوار اتاقمان آویزان میکنیم. شاید گمان میکنیم عظمت با کورش از میان رفت در حالی که همانطور که در ادامه میخوانید هخامنشیان مهرپرست بوده اند . آنچه که عظمت را از ما دور کرد همین بی سوادی و خرافه پرستی هاست که هنوز هم دامن گیرمان است.
شب یلدا بنا به اعتقاد ایرانیان قدیم و نیز بسیاری از مردمان فعلی غرب کشور ، آغاز پیروزی نور بر تاریکی و شروع سال نو است. دقیقا همان چیزی که در سراسر دنیای امروز است و آغاز سال نو مصادف است با آغاز زمستان. در لرستان این عقیده همچنان پابرجاست و همانطور که در ادامه میخوانید مهمترین مرکز مهرپرستی ناحیه لرستان فعلی بوده است.
همان طور که میدانید یلدا طولانی ترین شب سال است و پس از آن شب ها رو به کوتاه شدن میگذارند و بر طول روزها افزوده میگردد تا اینکه در عید جمشید که بعدها نوروز خوانده شد روز و شب برابر میشوند و در اول تابستان کوتاهترین شب سال را داریم و در اول مهر مجددا روز و شب برابر میشوند.
در ادامه ی مطلب نکاتی راجع به مشترکات و ریشه های فرهنگ غرب و ایران میخوانید. به سبب محدودیت حجم مطالب وبلاگ بسیاری حرفها ناگفته میماند از جمله اینکه ریشه ی نام روزهای هفته در زبان های اروپایی کاملا ایرانی است ، غسل تعمید از این آئین آمده ، درخت کاج کریسمس از ایران به اروپا رفته  و ... ولی همین مختصر که تماما با ذکر منبع است ، شمایی کلی از موضوع به دست میدهد..


یلدا

yalda در سریانی به معنی میلاد است.  چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق میکرده اند ازین رو بدین نام نامیده اند.
مهر
mehr = میترا = میثر در اوستا و پارسی باستان میترا Mithra در سانسکریت میتره Mitra  در پهلوی میتر  Mitre  . در گاتها ( اوستای زرتشت ) کلمه ی میتره به معنی عهد و پیمان آمده است. مهر در اوستا از آفریدگان محسوب شده است و ایزد محافظ عهد و پیمان است و از این رو فرشته ی فروغ و روشنایی است تا هیچ چیز  بر او پوشیده نماند .

منبع : فرهنگ معین ، 1371 ، تهران

میترائیسم

آئین میترا آئین اسرار است ( نظیر آئین های یارسان و اهل حق مناطق لک نشین و  برخی مذاهب دیگر فلات ایران) . در میان پیروان آئین میترا ، روز 25 دسامبر  روز تولد مهر بود که آنرا جشن میگرفتند(5 دی مصادف با میلاد عیسی مسیح). آئین میترایی در بنیاد زیربنای ایرانی خود را در ثنویت حفظ کرد ( نظیر آنچه که در زرتشت  و مذاهب انحرافی کنونی میبینیم). میترا در آغاز با خورشید پیمان بسته و متحد میشود. میثره ایرانی باستان در هند به صورت اسوره و در زبان اوستایی باستان به صورت دهوره درآمده است.میترائیسم نخستین دین آریاییان پس از استقرار در فلات ایران بوده است و از ایران به کلده، روم ، یونان، هند ، آسیای صغیر و آسیای میانه گسترش پیدا کرد و به صورت یک دین جهانی درآمد. ( برخلاف تصور رایج در بین ما ، حوزه ی نفوذ و دوام و حیات آن بسیار بیش از دین زرتشت بوده است). دین زرتشتی را میتوان دنباله مهرپرستی دانست و زرتشت در واقع اصلاح گر دینی میترائیسم بوده ولی اصلاحات او به سبب حکومتی شدن مورد قبول عامه قرار نگرفت و از دربار شاهان فراتر نرفت و حتی در دوره هخامنشیان میثره هنوز از خداوندان درجه اول بوده است. مهر یعنی خدایی که در خورشید جای دارد و خود خورشید نیست. قربانی کردن گاو ( ورزا  یا همان گاو نر) از رسوم آئینی این دین بوده که هنوز در مذاهب اسلامی و نیز یهود دیده میشود. ( واژه ی ورزا هنوز در شماری از گویش های ایرانی نظیر لکی تالشی و مازندرانی دیده میشود و به معنی گاو نر است).
مهرپرستان در سال اول میلاد مسیح علنا به تبلیغ عقاید خود پرداختند  و دینشان به سرعت رواج یافت( در حالی که تا پیش از آن دینشان اسرارآمیز بوده وشاید به تحریک یهود در برابر مسیحیت علم شد). در سال 68 میلادی به اروپای مرکزی راه یافت و در سال 107 میلادی تا شمال بالکان پیش رفت و در رومانی امروزی طرفدارانی یافت و در ایتالیا، آلمان اتریش و فرانسه دیده شد .  نواختن سرود مقامات از آئین های این دین بوده است.
آثار مهرپرستی در خرم آباد لرستان که یکی از مراکز بزرگ و عمده مهرپرستی ایران باستان بوده است در دره مشهور بابا عباسی در کنار سفیدکوه در دخمه ای دیده میشود. هنوز هم این دخمه مورد احترام اهالی است و به آن دخیل میبندند. در کنگاور نیز معبد مهر دیده میشود ( و نیز در جزیره ی قشم و سایر نقاط ایران، اروپا، روسیه، بریتانیا و شمال آفریقا).
اوج این آئین دوران اشکانیان بوده است ( مهرداد نام بسیاری از پادشاهان اشکانی بوده است) و پس از آن در خارج از ایران قوت گرفت و جای خود را به مذهب حکومتی زرتشت داد ولی آن چنان در میان ایرانیان مهرپرستی رایج بود که نتوانستند این آئین را از میان مردم خارج کنند.

منبع : تاریخ ادیان و مذاهب در ایران ، عباس قدیانی ، 1381 ، تهران


شب یلدا

یلدا شب تولد مهر بوده‌است در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا می‌آید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیر و کمان در دست. برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم می‌دانند. میترا به هنگام تولد کره‌ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته‌است.

چلیپا

علامت صلیب (چلیپا) رازهای زیادی دارد این علامت از مصر فرعونی تا هند باستان وجود دارد و بنظر می‌رسد از مهمترین نشانه‌های مهرپرستان باشد قدیمی ترین علامتهای صلیب کشف شده در حوزه فلات ایران کشف شده و باید به آیین مهر پرستی مربوط باشد بنظر می‌رسد که صلیب + ساده شده از شکلها و تصوراتی است که از خورشیدوجود داشته مانند دایره‌هایی با 16- 24- 12 شعاع یا پرتو بنظر می‌رسد در یک دوره تکاملی تصویر خورشید از شکل گل آفتاب گردان به علامت+ ساده تر شده‌است و تنها با شکل + و یاضربدر و شکل ستاره پنج پر * در آوردند گفتنی است که علامت * که بر روی کلاه کوروش کبیر دیده می‌شود نیز آیکون خورشید است ولی امروزه آن را با علامت ستاره می‌شناسیم. شکل 12 پر صلیب هم وجود دارد که ممکن است همزمان آیکون خورشید و 12 ماه سال باشد.اما در مجموع می‌توان گفت + صلیب یا چلیپا یا چهار پایه و یا چهار پره ایکون ساده خورشیدتابان است ممکن است 4 خط آن نماد فصل‌های سال و یا نماد 4 عنصر اصلی آب - باد و خاک و نور باشد.خورشید پرستی و آیین مهر یا میثرا در مصر و ایران و هند و بخشی از اروپا قرنها قبل از مسیحیت وجود داشته‌است احتمالا آیین مهر پرستی ابتدا در شمال غرب ایران رایج بوده‌است اما نشانه‌های بارز این آیین در 4 صلیب آریائی نقش رستم قابل مطالعه‌است. مهریان به نشانه خورشید، صلیبی را در یک دایره ترسیم می‌کردند و برای آنان چهار گوشه صلیب نشانه سال خورشیدی آغازین بود. دو گوشه آن نشان از روز و شب و دو گوشه دیگر نماد انقلاب خورشیدی بود. صلیب درون دایره در نقشهای شام مقدس میترا به تصویر کشیده شده‌است.

منبع : ویکیپدیای فارسی

برای اطلاعات تکمیلی در مورد یلدا به ویکیپدیای فارسی مراجعه کنید.


خواهش میکنم به این مطلب فکر کنید. خیلی مهم است. مخصوصا خطابم به آنهایی است که زبان شناسی را غیر آکادمیک شروع کرده اند و هنوز هم مطالعاتشان درهم و برهم است.

حتما دیده اید که خیلی ها از سر تواضع و / یا احترام به طرف مقابل   به جای " من " میگویند " بنده " :

"با بنده امری ندارید" = " با من کاری ندارید"
"بنده عرض کردم" = " گفتم"
و...
(البته علامت مساوی به معنی برابر بودن معنای تحلیلی است و نه برابری گفتمانی)

بعضی ها میگن آقا نگید "بنده" حتی برای احترام. چون بنده یعنی نوکر ، عبد ، زیردست و ... و آدم قرار نیست برای احترام خودش را نوکر کند که ؟!

صحبتم با این بعضیها ( نه فقط در مورد استدلالشان درباره ی واژه ی "بنده") این است که عزیز جان ، چرا درزمانی را با هم زمانی قاطی میکنی ؟ گیرم یه زمانی "بنده" به معنی "عبد و نوکر" بوده باشد. الان چه ؟ آیا همچین مقوله ای اصلا وجود دارد ؟ آیا جز این است که اکنون بیشتر در مقام فروتنی از این واژه استفاده میشود؟  ( حتی دیده ام که اساتید دانشگاه هم در مواجه با دانشجویان از این واژه استفاده میکنند) .

این یه نمونه بود. دهها نمونه  دیگر از این درآمیختن های درزمانی و همزمانی هست که متاسفانه در میان دانشجویان و  پژوهشگران زبان شناسی کشور نیز وجود دارد.

شما هم اگر نظری دارید یا نمونه هایی از این تحلیل های غلط شنیده اید در اینجا بنویسید بلکه ریشه یابی کنیم...


واحد های پول

جمعه 12 آبان 1391 14:36
طبقه بندی:زبان‌شناسی تاریخی، 

ایمیلی به دستم رسیده از :

حتما شمام از پدربزرگ و مادربزرگ هاتون و حتی و پدر مادرتون کلماتی مثل
دوزاری – صناری – ده شاهی و ... واسه بیان قیمت چیزایی مثل ورق امتحانی –
مداد و ... شنیدین. اما واقعا این قیمتا چقدر هستن؟ چه رابطه ای باهم
دارن؟ توو این پست بطور خلاصه همشونو براتون میگم
در زمان های دور واحد پول ایران بر مبنای "دینار" بنا شده بود و دینار،
واحد قدیمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود که بهش "دیناریوس" می
گفتن اما به تدریج، در نتیجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتیاج به واحدهای
پولی بزرگتر پیش اومد. این واحدها همه بر مبنای دینار بنا شده بودند.
اولین واحد پولی، سکه صد دینار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب
شد و به اسم "محمودی" نامیده می شد. در همان زمان، شاهان سامانی
ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه دیناری ضرب کردند که "شاهی" نامیده می شد.
در حقیقت، یک شاهی، نصف یک محمودی یا به عبارت دیگر، یک محمودی، دو
شاهی بود. تا زمانهایی سکه های نقره مورد استفاده، شاهی و محمودی بودند.
واحدهای دیگری مثل "قران" (1000 دینار) و تومان (10000 دینار)، فقط واحد
محاسبه بودند و عملا
"
هیچ سکه ای به نام قران یا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی
تومان به معنی ده هزار است. نمونه اش را در منصب "تومان باشی" می شود
دید: فرمانده ده هزار نفر).
در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش 200 دینار یا دو
محمودی. این سکه به "عباسی" معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در
همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه های پرتغالی در ایران رایج
شد. این سکه ها "رئال" نام داشتند. سکه رئال پرتغال در ایران به عنوان
ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه های ریال زد
که برای مبالغ بالا بکار می رفت. در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه
افشار هم یک نوع سکه به ارزش 500 دینار ضرب کرد که به اسم خودش "نادری"
خوانده می شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از
لفظ "ده شاهی" (شاهی= پنجاه دینار: 500 دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.

--
Very Truly Yours
Mohammad H. Torabi


تیم ترویج زبانشناسی

در اول بهمن 94 پس از 4 سال فعالیت مستمر وبلاگ زبانشناسان آینده، تیم کشوری ترویج دانش زبانشناسی با هدف کارآفرینی در این رشته و به واسطه تحرک این وبلاگ در فضای مجازی کشور تشکیل شد و فعالیت عملی خود را به فضای واقعی آورد تا سرانجام این وبلاگ به هدف خود رسیده باشد.
***************
کانال تلگرام https://telegram.me/linguists2b
صفحه فیسبوک https://www.facebook.com/linguists2b


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :