تبلیغات
تیم ترویج زبانشناسی - مطالب زبان‌شناسی تاریخی

[Forwarded from تیم ترویج زبانشناسی ☘️ LPT (طلا اسلامی)]
☘️ریشه ی تمامی زبان های دنیا☘️

   هزاران زبان گفتاری در دنیا وجود دارد که می توان با رد تاریخی آن به ارتباط آنها با یکدیگر پی برد. (همه ی زبان ها شکل نوشتاری ندارند به همین منظور در این مقاله از اصطلاح زبان گفتاری  استفاده شده است)
مثال زیر را ببینید:
English/ Latin/ Greek/ Sanskrit
two        duo     dúo         dva
three     tres     treîs         tráyas

☘️ در فارسی: دو و سه؛ روسی: два (dva) و три (tri) ؛ فرانسه: deux (du) و trois (txua)☘️

با کشف  این الگوها، می توان زبان های متفاوت را در یک گروه از خانواده ی زبانی قرار داد.
سه خانواده ی مهم و اصلی در زبان وجود دارند:
1. خانواده ی زبان های هند و اروپایی (انگلیسی، آلمانی، زبان های اسلاوی مانند روسی، زبان های ایرانی مانند فارسی، هندی و...)
2. خانواده ی زبان های چینی_تبتی (ماندارین، تایلندی، برمه ای و...)
3. خانواده ی زبان های آفریقایی_آسیایی (مانند عربی، عبری، هوسایی، مصری و...)
خانواده ی زبان های اروپایی بزرگترین خانواده ی زبانی و سپس چینی_تبتی و درنهایت آفریقایی_آسیایی است.
چند شاخه ی کوچک دیگر نیز وجود دارند:
 4. زبان های استرونزیایی (Austronesian): شامل زبان‌های مالایی، فیلیپینو، باهاسا، ساموآ، مااوری و مالاگاسی می‌شود که در قارهٔ اقیانوسیه، کشورمالزی، سنگاپور، اندونزی و کشورهای اطراف اقیانوس هند به آن سخن می گویند.
5. شاخه ی زبان های تامیلی (Tamil):
زبان‌های کلاسیک دراویدی هستند. این زبان عمدتاً توسط تامیل‌ها در جنوب هندوستان و سری‌لانکا و در میان تامیل‌های مهاجر در کشورهای دیگر(به ویژه شبه جزیره مالایا) استفاده می شود.
 6. و شاخه ی ژاپنی و کره ای.

    فرضیه ی زبان بدوی یا مادری دنیا که از سوی پرفسور ژوزف گرینبرگ و همکارانش از دانشگاه استنفورد ارائه شد، بیانگر آن است که زبان مادری و بدوی دنیا  از آفریقا و در میان نخستین انسان های هوشمند (هومو ساپینس) رشد یافته است.
نقشه ی جهانی زبان مادری که آنها ارائه کردند، نشان می دهد که چطور هومو ساپینس ها در دنیا پراکنده شدند و زبانشان را با خودشان بردند.
زبانی که این پرفسور به آن زبان بدوی  یا مادری دنیا می گوید، در گذر زمان و به طور طبیعی به هزاران زبان گفتاری گوناگون منشعب شده است.

⬅️ برای اطلاعات بیشتر از زبان مادری یا اولین زبان دنیا به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.pbs.org/wgbh/nova/transcripts/2120glang.html


↩️ ترجمه از
 http://www.angmohdan.com/the-root-of-all-human-languages/





کم جمعیترین استان کشور در مرز غربی واقع شده است : ایلام. جهت شناخت بهتر زبانهای این استان لازم است در ابتدا در خصوص نام این استان نکاتی را مرور کنیم. نام ایلام در دوره پهلوی، پیرو سیاستهای این حکومت، به منظور تاکید بر باستانی بودن این ناحیه و قرار گرفتن آن در حوزه تمدنی عیلام باستان، بر آن نهاده شد هرچند البته حوزه مذکور در دوره باستان شامل بخشهایی از کشور عراق و استانهای خوزستان و لرستان ایران نیز میشده است. پیش از دوره پهلوی، استان ایلام به همراه استان لرستان، در قالب یک ولایت به نام ولایت لرستان شناخته میشده اند. هر چه در اعماق تاریخ پیش برویم نزدیکی بیشتری بین این دو استان میبینیم.
در دوره صفوی در کشور چهار ولایت یا حکومت خودمختار وجود داشته است. ولایت عربستان  مهمترین ولایت ایران به شمار می آمده است. دومین ولایت مهم  ولایت لرستان بوده، سومین ایالت مهم ایران گرجستان و چهارمین آن اردلان یا همان کردستان فعلی بوده است. ولایت لرستان در گذشته علاوه بر استانهای ایلام و لرستان، شامل استانهای مجاور آن در کشور عراق و بخشهایی از شمال استان خوزستان فعلی نیز بوده است.
سیاستهای پان عربیستی  صدام حسین در مهاجرت مردمانی که به زبانهای ایرانی سخن میگفتند از عراق به کشور ایران و مخصوصا استان ایلام بی تاثیر نبوده است. همچنین سیاستهای ضدشیعی این حکومت کمونسیتی سنی - بعثی سبب مهاجرت اعراب شیعه  به این ناحیه گشت.
ولایت لرستان به لحاظ اقلیمی متنوع بوده و از کوهستانهای سرد تا جلگه های گرم را شامل میشده است. به طور کلی ولایت لرستان تاریخی، در گذر زمان بین  دو کشور تقسیم شد. قسمتی از آن که در کشور عراق قرار دارد، قشلاق عشایر لرستان بوده ولی بیشتر آن در مرزهای ایران قرار داشته و به طور سنتی بخش شرقی آن که در مشرق رشته کوه کبیر کوه قرار دارد، لرستان پیشکوه و بخش غربی آن لرستان پشتکوه خوانده میشده است. استان ایلام فعلی به عبارتی همان لرستان پشتکوه است. بنابراین به لحاظ تاریخی مردمان دو سوی کبیرکوه هم سرشت و هم سرنوشت بوده اند.
پس از جنگ ایران و عراق و نابودی شهرهای این استان، مردم آن به استانهای دیگر کشور و به خصوص تهران مهاجرت کردند. متاسفانه به دلیل نابودی زیرساختهای این استان و سرعت کند بازسازی آن، روند مهاجرت از این استان همچنان ادامه دارد. به لحاظ زبانی، در جوامع کم جمعیت تغییران زبانی کندتر صورت میگیرند و ازین بابت بررسی زبانهای این استان میتواند حائز اهمیت باشد.
استان ایلام که به عروس زاگرس شهرت دارد، در امتداد رشته کوه کبیرکوه و در دامنه آن قرار گرفته و هر چه در آن به سمت مرزهای عراق پیش برویم آب و هوا گرمتر و معتدلتر میشود. این تنوع اقلیمی از دیرباز برای عشایر که شغل اصلیشان دامداری بوده است جذابیت داشته و به این سبب به لحاظ تاریخی و پیش از جنگ ویرانگر هشت ساله، استان ایلام میزبان جمعیتهای متنوع از سایر نقاط کشور از جمله کرمانشاه و خوزستان و همچنین کشور عراق بوده است.

به طور کلی در این استان گونه های مختلفی از زبانهای کردی، لوری، لکی و عربی رایج است. انواع رایج گونه های این زبانها در استان ایلام به ترتیب زیرند :

گونه های زبانهای کردی :
اول، کردی فِیلی (feyli) که بیشتر در مرکز استان رایج است و کردی ایلامی یعنی کردی شهر ایلام نیز خواند میشود و البته در دیگر مناطق مرکزی این استان نیز رایج است. دوم کردی کلهری که بیشتر در شمال این استان رایج است. متکلمان گونه های کردی در این استان در اکثریت جمعیتی هستند.

گونه های زبان لکی : بیشتر لکهای این استان در مناطق شمال شرقی آن و به ویژه بخش هلیلان ساکن هستند و به این واسطه میتوان آن را لکی هلیلانی نامید. از ویژگیهای این گونه ی لکی، تاثیرپذیری آن از کردی کلهری است. همچنین لازم به ذکر است که بین متکلمان گونه های کردی لوری و لکی در این استان درک متقابل وجود دارد. چنین درک متقابلی را بین لکها و کردهای استان کرمانشاه نیز میتوان مشاهده کرد ولی لکهای استان لرستان دست کم در اولین برخورد با متکلمان گونه های کردی ایلامی و کلهری، تباین بیشتری بین زبان خود و زبان کردهای این ناحیه میبینند و البته مشکلی در فهم متقابل ندارند. لرهای لرستان برخلاف لرهای ایلام، در درک گونه های کردی ایلامی با مشکل بیشتری مواجهند. البته کردهای این ناحیه در درک زبان لکی و زبانهای لری مشکل چندانی ندارند و میتوان گفت درجه ی این فهم متقابل به سمت کردها سنگینی میکند. فهم متقابل در قبال زبان لکی در بین مردم لور و کرد این ناحیه بیشتر از فهم متقابل گونه های کردی است. همچنین علاوه بر گونه ی لکی هلیلانی، در جنوب استان ایلام به عنوان مثال در دره شهر، گونه های دیگری از لکی رایج است.

گونه های زبانی لوری : به طور سنتی، کردهای دیگر مناطق کشور و کردهای ترکیه، کردها، لورها و لکهای استان ایلام را لور میدانند. منظور این دسته از مردم کرد از اصطلاح لور، لور بعنوان بخشی از مردم کرد یا ملت کرد است و با تعریف رایج در ایران متفاوت است. در واقع منظورشان از لور، همان کرد فیلی است. در اینجا ممکن است پژوهشگران به اشتباه بیفتند. کردهای مناطق شمالی، نه تنها کردهای ایلام، بلکه تمامی قسمتهای لک نشین و لرنشین ایران و عراق را، لور به حساب می آوردند. و همانطور که ذکر شد منظورشان از لور، همان کرد فیلی است و به این جهت در باور آنها مردم لور، کرد محسوب میشوند. ولی این باور بین مردم کرد ایلام وجود ندارد و تلقی آنها از لور، مردمی است که به گونه هایی از زبان لوری یا همان گویشهایی از زبان فارسیست صحبت میکنند. با این حال به سبب مجاورت لورهای ایلام با گویشوران لک و کرد، گونه های لوری استان ایلام بسیار متاثر از واژگان این زبانهاست. گویشوران این زبانهای لوری، به طیف متنوعی از گونه های لوری تلکم میکنند که شباهت زیادی به لوری خرم آبادی دارند. بیشتر لورهای ایلام در مناطق جنوبی و شرقی این استان ساکنند. سرزمین عراق از دیرباز و تا پیش از دوره تیموریان جزئی از کشور تاریخی باستانی ایران شناخته میشده است و به همین سبب است که در دو سوی مرزهای این دو کشور میتوان مردمان عرب، لک، لور و کرد را بازشناخت. جمعیتهای لک و لور در عراق به سبب هژمونی گونه ی سورانی زبان کردی تحت نام کلی ملت کرد شناخته میشوند و در بررسی زبانهای لکی و لوری توجه پژوهشگران به این نکته حائز اهمیت است.

گونه های عربی : اعراب ایلام، در جنوب این استان ساکن هستند و گونه های زبانی آنها شباهت زیادی به گونه های زبان اعراب خوزستان و عراق دارد. به لحاظ تاریخی اعراب مناطق غربی کشور بومی این منطقه محسوب میشوند و تلقی این اعراب به عنوان اعراب مهاجر منطقی به نظر نمیرسد، زیرا در دوره های باستانی نیز سابقه حضور در این ناحیه را دارند.


این مطلب را در سال 1383 استاد عزیزم ارسلان کهنموئی پور نوشته اند که در اینجا بازنشر میشود :

به هنگام مکالمه به زبان انگلیسی از کدام یک از دو واژه‌ی فوق برای اطلاق به زبان فارسی استفاده می‌کنید؟ آیا برای انتخاب خود دلایل روشنی دارید؟

بدون شک کاربرد واژه‌یِ  Farsi در دو دهه‌ی اخیر و به ویژه در چند سال گذشته رشد روزافزونی داشته است، چه در میان ایرانیان مقیم آمریکایِ شمالی و چه در میان غیر فارسی زبانان. اما زبان شناسان ایرانی‌ مقیم آمریکایِ شمالی، بر حسب اطلاع نگارنده، به اتفاق واژه‌ی Persian را ترجیح می دهند. (یارشاطر [۱] ۱۹۹۲، قمیشی [۲] ۱۹۹۶، تلطف [۳] ۱۹۹۷). دلایل اصلی‌ىِ این انتخاب به زعم نگارنده به قرار زیر است:

کاربرد واژه‌ی Persian در متون غربی برای اطلاق به زبان فارسی قدمتی دیرینه دارد، به طوری که صورت‌های قدیمی‌تر زبان فارسی یعنی فارسی‌ىِ باستان (تا حدود قرن سوم قبل از میلاد) و فارسی‌ىِ میانه (قرن سوم قبل از میلاد تا قرن نهم میلادی) به ترتیب Old Persian و Middle Persian نام گرفته‌اند. فارسی‌ىِ‌ نوین که بیش از هزار سال عمر دارد زبان شاعران شهیری چون مولوی، خیام، حافظ و فردوسی است. زبان این بزرگان در متون انگلیسی از چند صد سال پیش به عنوان Persian شناخته شده است. واژه‌های Persian Literature و Persian Poetry برای اطلاق به ادبیات و شعر فارسی کاملا جا افتاده‌اند. با به کار بردن واژه‌ی Farsi این زبان از پیشینه‌ی تاریخی‌اش جدا می‌شود، گو این که زبانی است نوظهور [۴]. گذشته از این، زبان فارسی علاوه بر این که زبان رسمی‌ىِ کشور ایران است، یکی از زبان‌های اصلی‌ىِ دو کشور دیگر منطقه یعنی افغانستان و تاجیکستان می‌باشد. اختیار سه واژه‌ی متفاوت برای اطلاق به این سه گونه‌ی زبانی، شنونده را دچار این باور غلط می کند که این سه، زبان‌هایی متفاوت هستند. در حالی که سخنوران این سه گونه‌ی زبانی کلام یکدیگر را درک می کنند و به این لحاظ این از دیدگاه زبان شناسی این‌ها به عنوان سه گویش زبان فارسی شناخته شده‌اند. فارسی (Persian) را برای اطلاق به زبان ایرانیان به کار می‌برند و برای فارسی سخنوران افغان و تاجیک به ترتیب واژه‌های فارسی‌ىِ دَری (Dari Persian) و فارسی‌ىِ تاجیکی (Tajiki Persian) استفاده می‌شود.
این که یک کشور به لحاظ پیشینه‌ی تاریخی نام یک زبان را به یدک می کشد پدیده‌ی غریبی نیست. به عنوان نمونه زبان انگلیسی زبان مردم انگلستان و همچنین مردم کشورهای امریکا، کانادا، استرالیا و ... می‌باشد و یا اسپانیولی (Spanish) زبان مردم اسپانیا، آرژانتین، کلمبیا و ... می‌باشد. از طرف دیگر استفاده از واژه‌های متفاوت برای اطلاق به یک زبان در زبان‌های مختلف امری عادی است. نمونه‌ها بی‌شمارند! آیا تا به حال شنیده‌اید که یک فرانسوی زبان به هنگام مکالمه به زبان انگلیسی، زبان مادری‌اش را Francais (به جای French) معرفی کند و یا یک آلمانی زبان، زبان‌اش را Dentsche (به جای German) بنامد؟ چه تفاوتی بین زبان فارسی و این زبان‌ها وجود دارد؟ چرا با به کار بردن  واژه‌ی Farsi این زبان را به یک زبان محلی تقلیل دهیم و پیشینه‌ی تاریخی‌اش را منکر شویم؟

نکته‌ى آخر این که واژه‌ى Persian معادل انگلیسی ى واژه ى "فارسی" است : Persia معادل "فارس" است که پسوند an معادل پسوند صفت‌ساز (یا نسبی‌ىِ) فارسی ، -ی ، به انتهای آن افزوده شده است [۵] . طبیعی است که به هنگام مکالمه به زبان انگلیسی ترجیح بر این است که از واژه‌های انگلیسی استفاده کنیم: book برای کتاب، table برای میز و Persian برای فارسی.

منابع :
۱- احسان یارشاطر، زبانی نوظهور، ایران شناسی، سال چهارم، شماره ۱، بهار ۱۹۹۲
۲- ژیلا قمیشی، مقدمه، مجله‌ی زبان شناسی کانادا، شماره ویژه‌ی نحو زبان‌های ایرانی، شماره ۴۶ (‍۱/۲‌) سال ۱۹۹۶
۳- کامران تلطف، Persian یا Farsi، تارنمای ایرانیان، ۱۹۹۷
۴- اشاره به عنوان مقاله‌ی احسان یارشاطر
۵- پیشینه‌ی تاریخی پسوند نسبی‌ىِ "-ی" مورد نظر نمی‌باشد.


مائوریتزیو گارزونی، مبلغ مسیحی دومنیکن ایتالیایی، در 1762 میلاد برابر 1141 شمسی، مقارن با حکمرانی کریمخان زند در ایران، به شهر موصل کردستان که در آن زمان تحت حاکمیت امپراطری عثمانی بود وارد شد. وی دو سال بعد به العمادیه در ناحیه بادینان عزیمت و به مرور داده های کردی خود را ثبت کرده و سرانجام در 1878 کتاب دستور زبان و واژگان کردی را در رم منتشر کرد. با توجه به قدمت 250 ساله داده های این کتاب و نیز  دوره زمانی خاص آن بی شک این اثری مهم در تاریخ زبانشناسی ایرانی و زبانشناسی کردی است که به دست ما رسیده .

در اینجا متن اصلی این کتاب که به زبان ایتالیایی است از سایت فرهنگستان زبان کردی برای دانلود در دسترس است. از دوستانی که اطلاعات بیشتری از این کتاب دارند، از جمله ترجمه های آن و یا ارجاعاتی که به آن شده، درخواست میشود در اینجا دانسته های خود را به اشتراک بگذارند.



در ادامه ی پست اخیر وبلاگ که در مورد اصطلاحات گویش شناختی بود : بسیار پیش آمده که دانشجویان زبانشناسی ، زبانشناسی جغرافیایی را با گویش شناسی اشتباه بگیرند و با همین اشتباه ساده است که آن را بخشی از زبانشناسی اجتماعی قلمداد کنند. تفاوتهای ظریفی بین این سه شاخه ی علمی وجود دارد که لازم است به آن توجه شود. با این حال میتوان با کمی اغماض گویش شناسی را بخشی از زبانشناسی اجتماعی دانست. ولی زبانشناسی جغرافیایی حرفهایی دارد که دست کم در مقطع ارشد به آن پرداخته نمیشود. در اینجا توجه شما را به یک مقاله ی کلاسیک از مک دیوید و اوکین که تفاوت این حوزه ها را بررسی کرده است جلب میکنم : SOCIOLINGUISTICS AND LINGUISTIC GEOGRAPHY


در شامگاه 24 دی 1375 ، دستانی پلید  با قساوتی ددمنشانه جان پاک انسانی شریف و دانشمندی بی همتا را فسرد. انگیزه کشتن استاد احمد تفضلی متخصص زبانهای باستانی دانشگاه تهران هیچگاه مشخص نشد، اما بی گمان ماه پشت ابر نخواهد ماند و روزی حقیقت آشکار خواهد شد. به امید آنکه کم حافظه نباشیم و همیشه در پی حقیقت باشیم. ولو به قیمت جان شیرین.





" بررسی ساخت هجا و اصل توالی رسایی در زبان فارسی باستان " عنوان مقاله ای از دو استاد دانشگاه تربیت مدرس، دکتر آقاگلزاده و دکتر کرد زعفرانلو است.

چکیده

این تحقیق به بررسی واج آرایی زبان فارسی باستان بر اساس خوانش کتیبه ها از کنت (١٩٥٣) و مشخص کردن ساخت هجایی مجاز در این زبان می پردازد. همچنین به بررسی «اصل توالی رسایی» و چگونگی تبعیت واژگان این زبان از این اصل درخوشه های همخوانی آغازه و پایانه هجا پرداخته می شود. به عبارت دیگر، ساخت هجا در زبان فارسی باستان چگونه است؟ همچنین آیا اصل سلسله مراتب رسایی در این زبان در ساخت هجا رعایت می شود؟ برای پاسخ به این سوالات، ابتدا تمامی توالی های همخوانی موجود در آثار مربوط به فارسی باستان در آغاز، میان و پایان واژه ها، بدون در نظر گرفتن تقطیع هجایی، شناسایی و استخراج شده اند و سپس بر اساس اصول مربوط به هجابندی، خوشه های موجود در هجا ها شناسایی شده و با اصل توالی رسایی مطابقت داده شده اند. بررسی خوشه های آغازی و میانی نشان می دهد که ساخت هجا در این زبان به صورت(c)(c)(c)v(c)(c)  است و اصل سلسله مراتب رسایی در همه داده ها رعایت شده، به جز زمانی که یکی از دو همخوان s و ŝ در ابتدای هجا به عنوان عضو اول خوشه حضور داشته باشد. به علاوه، به دلیل وجود پایانه های صرفی در انتهای کلماتی چون فعل، اسم و صفت، خوشه های همخوانی در پایان واژگان این زبان دیده نمی شود.

برای دانلود این مقاله اینجا راکلیک کنید


از 1000 تا 700 پیش از میلاد مسیح دوره ی رواج زبان ایرانی باستان است و از آن پس به صورتهای مختلفی تحول پیدا کرد. از این زبان چیزی حتی در حد یک کلمه هم باقی نمانده است. گویشهای این زبان که مدارکی از آنها در دسترس هست و از آنها به عنوان زبانهای ایرانی باستان نام برده میشود عبارتند از : فارسی، اوستایی، پهلوی، مادی و سکایی. بی گمان علاوه بر اینها گویشهای دیگری نیز از زبان ایرانی باستان منشعب شده اند چون در دوره ی میانه ی زبانهای ایرانی زبان سغدی و در دوره جدید زبان بلوچی را داریم که به لحاظ ملاحظات زبانشناختی نمیتوان آنها را از پنج زبان مذکور منشعب دانست. از زبانهای سکایی، مادی و پهلوی باستان جز چند واژه که اکثرا اسم خاص هم بوده اند و در متون زبانهای باستانی و میانه ی دیگر باقی مانده اند، اثری نمانده است. البته در دوره ی میانه آثار قابل اعتنایی از زبان پهلوی میانه باقی مانده است. زبان اوستایی زبان فرقه ی مذهبی حکومتی زرتشتی بوده و جز آثار کهن اوستا، مدرکی دیگر از آن در دست نیست و به تدریج پس از حمله اسکندر زوال این زبان آغاز شد به نحوی که در اواخر دوره میانه به زبانی مرده تبدیل شد و فقط در متون مذهبی کاربرد داشت.

زبان فارسی باستان از طریق رسمیت یافتن در امپراطوری داریوش بزرگ هخامنشی گسترش پیدا کرد و آثار آن از طریق کتیبه ها ی باستانی به ما رسیده است. این زبان در دوره ساسانی و در دوران میانه ی خود باز هم رسمیت یافت و از آنجایی که مذهب زرتشتی از سوی حکومت ساسانیان تبلیغ میشد و زبان اوستایی هم خاموش شده بود تبدیل به زبان تبلیغ این مذهب شد. علاوه بر آن فارسی میانه مورد استفاده مانویان و مسیحیان ایران هم قرار گرفت و آثار قابل توجهی از آنها باقی مانده است. همچنین کتیبه های ساسانی فراوانی از این زبان در دست هست. نام دیگر فارسی میانه، پهلوی ساسانی بوده و نام دیگر پهلوی میانه پهلوی اشکانی است. پس از ورود اعراب به ایران پهلوی اشکانی یا همان پهلوی میانه خاموش شد ولی پهلوی ساسانی یا همان فارسی میانه پابرجا ماند و در عصر اسلامی و عصر جدید توسط حکومتهای ایرانی و غیر ایرانی رسمیت یافت.


منبع : تاریخ زبان فارسی، پروفسور محسن ابوالقاسمی، سمت، تهران 1389


متاسفانه بین جامعه دانشگاهی و روشنفکری کشور بررسی مسائل نژادی و قومی یک تابو محسوب میشود. علت اینکه چرا تابو هستند در ایران را نمیخواهم باز کنم. اما میتوانم لزوم انجام پژوهشهای قومی و نژادی مرتبط با رشته خودم را مطرح کنم. به طور خلاصه فقط دو مثال کوتاه میزنم.

زبان و مسائل نژادی
زبانشناسی پیش و بیش از اینکه یک رشته ی علوم انسانی باشد یکی از علوم طبیعی محسوب میشود. بررسی روند مهاجرتهای تاریخی بشر که در علوم تکامل و باستان شناسی حائز اهمیت است یکی از کلیدهای خود را در دست زبانشناسان میبیند. بدون بررسیهای ژنتیکی گویشوران زبانهای مختلف نمیتوان بررسیهای زبانی را برای این منظور خاص آماده کرد. همچنین مسائل مرتبط با منشاء و تکامل زبان به نحوی با این قبیل پژوهشها مرتبط میشوند. البته زبانشناسان قرار نیست به دنبال ژنوم گروه خاصی باشند، بلکه آنها باید ارتباط بین گروههای نژادی و زبان آنها را شناسایی کنند.

زبان و مسائل قومی
بررسیهای جامعه شناسی زبان که در علوم اجتماعی مطرحند و همینطور بررسیهای زبانشناسی اجتماعی نظیر گویش شناسی اجتماعی و گویش شناسی جغرافیایی، بررسی مسائل زبانی و فرهنگ و مسائل قوم نگاری، همه به نحوی با مساله ی زبان درگیرند و از یافته های زبانشناسی استفاده میکنند.

کشورهای پیشرفته ی دنیا برای برنامه ریزی مسائل اجتماعی خود به تحقیقات فوق نیازمندند و از آنها استفاده میکنند. در حالیکه در کشور ما اصولا جامعه دانشگاهی اعتقادی به پژوهش در این مسائل ندارد و بلکه به بهانه های غیرمنطقی از انجام آنها سر باز میزند. همین میشود که مدتهاست بررسیهای تاریخ و فرهنگ خود را از روی دست خارجیان کپی میکنیم.

از ماست که بر ماست


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
تیم ترویج زبانشناسی

در اول بهمن 94 پس از 4 سال فعالیت مستمر وبلاگ زبانشناسان آینده، تیم کشوری ترویج دانش زبانشناسی با هدف کارآفرینی در این رشته و به واسطه تحرک این وبلاگ در فضای مجازی کشور تشکیل شد و فعالیت عملی خود را به فضای واقعی آورد تا سرانجام این وبلاگ به هدف خود رسیده باشد.
***************
کانال تلگرام https://telegram.me/linguists2b
صفحه فیسبوک https://www.facebook.com/linguists2b


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :